تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 103

مساهمون:

صقسم دوم ١٠٣
مدّت شش ماه لشكر جمع كرد و از لند و برد و ديگر سراگاهها درختان فرمود بريد و بعد شش ماه با دويست‌هزار بار هزار چوب درخت بپايان گرد كوه شد و گرداگرد قلعهء صبور آباد كرد و كله‌دار گويند بمازندران بفرمود زدند ملاحدهء گردكوه آواز دادند كه شما دير آمديد زودتر و بهنگام‌تر بايست آمد ، اصفهبد كار ما را دريافت كه ما تغول « 1 » خورديم ، گفت ايشان را جواب كنيد كه اگر امسال را دير آمديم سال آينده را زود آمديم ، و جمله مردمان مازندران بنيجهء « 2 » دو ماه دو ماه بمحاصرهء قلعه مشغول بودند و مدّت هشت ماه بر اين برآمد ، ملاحده‌اند خروار زر بخراسان پيش بغراتكين كل فرستادند تا حرام‌زادهء سست اعتقاد مرتدّ ملعون جملهء لشكر خراسان برگرفت و بسر اصفهبد تاختن آورد ، اصفهبد غافل بود و لشكر او غايب كه بالموت بتاختن فرستاده بود و صورت نكرد كه هيچ مسلمان بچنين جهاد متعرّض او شود ، ناگاه بغراتكين بكنار لشكرگاه رسيد و ملاحده از قلعه دست بدهل زدند و بنام و بندگى اصفهبد شاه غازى اشتلم كردند ، اصفهبد را خبر دادند كه ترك رسيد ، گفت تخت بياوريد ، تخت آوردند بر تخت نشست و لشكر بغراتكين جوانب لشكرگاه او غارت كردند و هم برفور باز گشته ، امّا مردم او جمله پراگنده شدند و تا بزارم و اجور رود رسيده و آن نظم محاصره از هم گسسته شد و اند هزار دينار با هزار جامه پيش‌كش و خدمتى فرستادند ، اصفهبد گفت مرا غم استيصال ملاحده براى حرمت مسلمانى است چون مسلمانان را همّت چنين است من چه توانم كرد ، و بفرمود تا آن جمله هيزم را آتش درزدند ، ملاحده فرستادند كه بچندان‌كه مراد شما هست اين هيزم بما فرمايد فروخت ، اصفهبد گفت رواست كه مسلمانان بىحميّت نگذاشتند كه قلعه بستانم نشايد كه من بهيزم فروختن مدد ذخيرهء ايشان بكنم ، و جمله بفرمود سوخت و از اينجا حشم بيرون تميشه را فرمود تا نواحى جناشك با تصرّف خويش گيرند جمله ، و تاج الدّين تورانشاه از بيم اصفهبد با خراسان شده بود ، چون قهر و سطوت اصفهبد بدانست از عجز و بيچارگى به حضرت او شفيع آورد و قلعهء جناشك به دوازده هزار دينار باصفهبد فروخت و با خدمت آمد و تا اصفهبد زنده بود او را نگذاشت بيرون شود ، و جملهء نواحى جناشك ملك اصفهبدان شد
هامش
( 1 ) - كذا در الف و ب ، مقصود از اين كلمه معلوم نشد . ( 2 ) - كذا در الف [ ؟ ] ، ساير نسخ : مدّت
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 103 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب