تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 101

مساهمون:

صقسم دوم ١٠١
باقى باد از پيش با حرب آمدم پدر را بكشت ، گفت چون پدر را بكشت بر طاعت من هست امّا نه ؟ گفت بنده كمينهء تو است و ميگويد هم‌اكنون به خدمت ميآيم ، اصفهبد گفت برود و بگويد ما باستندارى خواهيم شد بايد كه هرچه زودتر بيايى ، قاصد پيش با حرب شد و احوال دلدهى و استمالت اصفهبد با او گفت ، چون اصفهبد از گجمور بآمل آمد با حرب با سيصد سوار و پياده و چندان تجمّل كه هرگز پدر او نداشت به خدمت آمد و اصفهبد لشكر برگرفت و بديلمان شد و از ديلمان بكلار و از كلار بگورشيرد و از گورشيرد بكجو ، آتش در ولايت نهاد چنان كه در اوّل مجلّد اين كتاب ذكر آن رفت « 1 » و از آنجا بسرداوى رجه آمد ، استندار همچنانكه با علاء الدّوله حسن كرد به راه آمد با جملهء سوار و پياده ، با حرب لارجان مرزبان روى بهزيمت نهاد و بيشتر معارف مازندران ، اصفهبد گفت اينجا چه افتاد ؟ گفتند لشكر را شكستند ، گفت تخت من بياوريد ، بفرمود آوردند و به زمين نهادند ، گفت موزه و رانين من فراگيريد ، گفت اكنون شما برويد و اينچنين و چنين زاده بيايد و مرا بگيرد ، جملهء هزيمتيان با پايهء تخت او آمدند نامآور كيانو كلاده گفتند از آن جانب اهلم ، اسفاهى بزرگ و معروف بود و قديمى خدمت ، اصفهبد را گفت چون خواهى نشست اين تخت با آنجا فرمايد نهاد كه هردو لشكر ترا ببينند ، گفت تخت با آنجا برند و او قباى خويش بگشود ، با حرب با ديگر امرا باز گرديدند و بيك لحظه نهصد مرد را بشمشير كشته و چهارصد مرد از كلار اصفهبدان و مانيوند و شير زيلوند و خرداوند و گيل و ديلم و گرجى باسيرى گرفته پيش شاه مازندران آوردند ، استندار كيكاوس با تنى دو رهايى يافت ، اصفهبد از آنجا كوچ كرد ميآمد استندار بسر پشتهء آمد و سيّدى بود با او . . . . « 2 » نام گفت آن مرد را مىبينى بدين نشان شاه غازى اوست ، براى من آنجا رود و بگويد بنده كيكاوس زمين بندگى ميبوسد ميگويد بگناهى كه كردم بيامدى هرچه دلت خواست بكردى و بازميگردى هيچ جاى عفو هست و دل‌خوش شدى ؟ چون اين گفته باشى با همين‌جا آيد كه من منتظر تو اينجا نشستم ، علوى بشد و اصفهبد را اين كلمه بگفت ، اصفهبد گفت چون مكافات يافتى بعد از اين به خدمت تو تعلّق دارد . و از آنجا اصفهبد بآمل آمد و ماه رمضان بود ، اين چهارصد
هامش
( 1 ) - قسم اوّل صفحهء 108 . ( 2 ) - جاى اين نام نيز در الف سفيد و از ب آن ساقط است .