تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 35

مساهمون:

صقسم دوم ٣٥
رفت بر خاطر ما هيچ اكراهى نيست از تو ، بايد كه فرزندى را پيش ما فرستى تا با فرزندان ما باشد ، چون رسولان پيش حسام الدّوله رسيدند و پيام سلطان گزاردند اصفهبد گفت فرزندان خويش بدان قرار فرستم كه سلطان سوگند خورد و با ايشان خويشى كند ، رسولان با حضرت سلطان شدند و برين موجب عهد كردند و باز پيش اصفهبد آمدند ، اصفهبد فرزندان خويش را حاضر كرد و پيغام سلطان با ايشان بگفت و فرمود كه با سلطان بسيار حركات كرديم و امراى او را كشته و شكسته و اين ساعت ما را بخويشاوندى و وصلت با شما قبول كرده است كدام فرزند است كه رغبت خدمت او مىكند ، هيچ از فرزندان جواب ندادند و نجم الدّوله قارن خود از آنكه حشم را او شكسته بود نيارست پيش سلطان شدن تا اصفهبد علاء الدّوله علىّ بن شهريار برخاست و زمين را بوسه داد و گفت بنده بفرمان خداوند كمر اين خدمت بر ميان بندد ، اصفهبد او را آفرين كرد و برگ و و ساز او بساخت و يك هزار سوار و دو هزار پياده را جامگى داد و سيّدى مصلح و با ديانت منتهى نام از فرزندان امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام باتابكى او پديد كرد و از سارى تا بفريم با فرزند بشد و او را گسيل كرد به راه آسران و سمنان ، و در آن تاريخ قلعهء استوناوند در دست ملاحدهء اسمعيلى بود و قلعهء منصوره كوه بدامغان همچنين ، اتّفاق را حشم ملاحده از منصوره‌كوه بدامغان آمده بودند ، قجغر بر ايشان تاختن برد و حرب افتاد ، بسيارى را از ملاحده بكشت و از آنجا بعلاء الدّوله على پيوست و پيش كارى او بر دست گرفت كه حقوق نعمت حسام الدّوله برو بود و چند نوبت پناه به خدمت او كرده بود و در ركاب اصفهبد باصفهان شد و چون سلطان واقف گشت امر او معارف و ملوك را باستقبال فرستاد و بسراى نزديك خويش فروآورد و فردا « 1 » پيش خويش برد و اصفهبد را در كنار گرفت و بوسه داد و بر دست راست نشاند و احوال پدر پرسيد و دلدهى كرد ، و روز ديگر بميدان گوى برد و از آنجا بمجلس شراب ، همه افعال و اقوال او را پسنديد داشت و روزى ديگر به شكار برد و زوبين فرمود افگند چندانكه تير ايشان بشدى ، اصفهبد زوبين انداختى ، سلطان گفت آرزوى تو چيست ، گفت من براى آرزوى خويش نيامدم براى خدمت سلطان آمدم و رضاى پدر ، معارف درگاه او را بر آن داشتند كه با سلطان خويشى كند و او از بيم
هامش
( 1 ) - ب : با فردا
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 35 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب