و دفاعه بصياله و نواله * تلك الخطوب المعضلات نوازلا
متجرّدا في اللّه دون حريمهم * و لنفسه فيما حماهم باذلا
سلّام نه ماه و بيست و دو روز حاكم بود بولايت تا روزى ابى احمد زنراشن از محلّهء ناصرآباد بسبب خراج پيش او تظلّم كرد ، سلّام او را قفائى چند برفرمود نهاد ، او از سراى ترك فرياد كنان بيرون افتاد ، عوام آمل غوغا كردند و اصحاب سلّام در سلاح شده سه شبانه روز كشش بود عاقبت بقهر ترك را از شهر بيرون كردند و او آتش در بازار نهاده بود ، چون اين خبر باحمد بن اسمعيل رسيد ابو العبّاس عبد اللّه بن نوح را با طبرستان فرستاد و پسر ذوالرّياستين با او بود .
درين سال شانزده پاره كشتى به دريا پديد آمد از آن روسان و بآبسكون شد كه بعهد حسن زيد علوى روسان بآبسكون آمده بودند و حرب كرده ، حسن زيد لشكر فرستاده و جمله را كشته ، درين وقت آبسكون و سواحل دريا بدان طرف خراب كرده و بتاراج داده بودند و بسيار مسلمانان را كشته و بغارت برده ، ابو الضّرغام احمد بن القسم والى سارى بود اين حال بابى العبّاس نبشت ، مدد فرستاد و روس بانجيله كه بعهد ما كاله ميگويند فروآمده بودند ، شبيخون بسر ايشان برد و بسيارى را بكشت و اسير گرفت و بنواحى طبرستان فرستاد تا سالى ديگر روسان با عدد انبوه بيامدند و سارى و نواحى پنجاه هزار سوخته و خلايق را اسير برده و بتعجيل با دريا رفته و تا بحدّ جشم رود بديلمان رسيده و بعضى بيرون رفته و بعضى به دريا بوده ، گيلان بشب بكنار دريا آمدند و كشتيها سوخته و آن جماعت را كه بيرون بودند كشته و ديگران كه به دريا بودند گريخته ، شروانشاه پادشاه چون ازين حال خبر يافته بود به دريا كمين فرمود و تا آخر ايشان يكى را زنده نگذاشت و تردّد روسان از اين طرف منقطع شد . در ماه صفر آخر سنهء ثمان و تسعين و مأتين ابو العبّاس بن نوح از دنيا رحلت كرد و خبر وفات ببخارا رسيد ، محمّد صعلوك برى والى بود به دو مثال فرمود تا بطبرستان شود وزير خويش محمّد بن عبيد اللّه البلعمى را از بخارا گسيل كرد تا ضبط طبرستان فرمايد ، محمّد بن [ ابراهيم ] صعلوك با لشكرى بسيار بنيم فرسنگى آمل بموضعى كه باشير ميگويند فروآمد تا بلعمى به دو رسيد و محمّد بن اليسع با ايشان بود ، ملك بر صعلوك قرار گرفت