تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
آمل و رى كلاهما كردى * اين بتاراج و آن بيغماؤ چونكه با خود مرا همى نبرى * ارمغانى فرست غبراؤ دوستان زمانه چونينند * كلّهم حسّد و اعداؤ يادم آيد ز دوستان چنين * هرگه بر خوانم الأخلّاؤ « 1 » إنّ آبائى الذّين مضوا * سمعوا قصّتى چه رسواؤ و ثبوا عن قبورهم از ننگ * حلفوا أنت لست منّاؤ زوجتى هرشبى تخاصمنى * لحيتى مىكند بتاتااؤ « 2 » اوست سليطه و مُعربِد من « 3 » * بيننا هرشبى مُحاكاؤ مر مرا گويد او كه اى احمق * تا كى اين شعر و اين مجاباؤ ماند اين شعر توبأ سفل تو * راست گويد كه سخت گنداؤ ليت عاقل بدى ازين دو يكى * تا مگر يفعل المداراؤ پس فما بالنا نسائلكم * أنا مجنون و تلك حمقاؤ چون شبانگه بسوى خانه شدم * دونه اخ بنات و أبناؤ حمله آرند و سوى من تازند * همچو مشهد شكاف غوغاؤ هرچه در خانه منكرند مرا * نحن من دستهم عجز ناؤ أنا تنها و هم قد اجتمعوا * لا جرم تنتفون تا تاؤ گو نصيحت كنيد و پند دهيد * جمع گرديد پيرو بر ناؤ « 4 » تا مگر رحمتى فرود آيد * بر حوالى نه بر عليناؤ « 5 » پند كس نشنوند و معذورند * هست دلشان چو صخره صمّاؤ ما استجابوا لكم و لو سمعوا * قد شقوا فى بطون ما ماؤ يا امام زمانه لو سئلت * هل دماغك فقل كه لالاؤ خاطر تيز من بدان سببست * نيك پرورده‌ام ز مبداؤ
هامش
( 1 ) - اشاره بآيهء قرآن : اللأخلّاء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ . ( 2 و 3 ) - اين دو مصراع فقط در الف هست . ( 4 ) - ايضا فقط در الف . ( 5 ) - اشاره بحديث مشهور كه حضرت رسول در دعاى استسقا گفت : اللّهمّ حوالينا و لا علينا .