مستغلات وقف مسجد كرد « 1 » و چاهخانه را از نو عمارت كرد و در او در ميان بازار مفتوح كرد . چهار منار را معمور گردانيد و آنهم چاهخانهء نيكوست ، و آب خوشطعم دارد .
ذكر چاه آب سرد مدرسهء عبد القادريه
چاهخانهء خوب بود و در ميان بازار واقع . اما آب او چندان سرد نبودى و ننوشيدندى مگر به ضرورت .
و اكنون خراب و بايرست چاهخانه و بيشتر بازار .
ذكر چاهخانهء آب سرد سرچم [ 261 ]
آن چاهخانهء مختصرست مقابل مسجد سرچم و حاجى بايزيد زاويه « 2 » و نظام الدين سولان ساختهاند . زر از حاجى بايزيد بود و اهتمام نظام الدين . آب سرد نيكو داشت و آن محله ازو بهره مىيافتند ، اما اكنون چنان نمانده است . / 226 /
ذكر چاهخانهء دروازهء مادر امير
آن چاهخانه در ميان بازار مادر امير ساختهاند و بانى او حاجى محمد قوطهباف بوده .
با جمعى به موافقت آن چاهخانه بساختند و سفيد كردند و آبى به غايت خوب داشت و به رونق بود و اكنون خراب گشته و ضايع مانده .
ذكر مصلى و عيدگاه جديد
آن مقام را شاه مظفر پدر شاه يحيى ساخته بود و پسينگاهها بدانجا آمدى و تير انداختى . و در زمان شاه يحيى همچنين بود .
چون حادثهء بنى مظفر دست داد آن گوشك خراب شده بود .
چون امير زاده اسكندر بن عمر شيخ يزد را به حوزهء تصرف آورد اين گوشك را عمارت كرد و سفيد ساخت و ابواب نصب كرد .
چون سال ست و اربعين و ثمانمائه درآمد و حكومت يزد به امير حمزه « 3 » چهره تعلق گرفت امير حمزه « 4 » به اتفاق جناب صاحب اعظم خواجه ناصر الدين [ محمود ] سمنانى ، و
هامش
( 1 ) . ف : از « و مستغلات » تا اينجا ندارد .
( 2 ) . مل : زواره ، م زواريه .
( 3 ) . ف : حمزه ندارد .
( 4 ) . م : چهره .