ذكر چاههاى آب سرد داخل و خارج شهر
اول چاههاى آب سرد كه داخل شهرست شروع كنيم و بعد از آن به ظاهر شهر آئيم .
ذكر چاهخانهء دار الشفاى صاحبى
آوردهاند كه خواجه شمس الدين تازيكو در زمانى كه دار الشفا بنا كرده بود اين چاه حفر كرد و در چاهخانه به دار الشفا [ 257 ] مفتوح كرد و چون شاه نظام كرمانى به مفردهء يزد آمد اين چاه بكند و فراخ گردانيد در تسع و عشر و ثمانمائه و سفيد كرد و منقّش ساخت و مولانا معين الدين محتسب در وصف آن چاهخانه گفته و بر كتابه ثبت است . « 1 »
القصيده
زهى مقام همايون كز اعتدال هوا * چو روضه آمدهاى دلگشا و روحافزا
زلال خضر كه محروم شد سكندر از آن * ز قعر چاه تو شد مفتخر ز مشرب ما
خرد چو صورت آب تو ديد و رونق چاه * روان به چرخ درآمد ز شوق و شد شيدا
اگرچه مشتعل است آتش جگر هردم * ز آب سرد تو بنشانمش « 2 » درين گرما
خلاصهاى ز بهشتست و روشنست كه هست * ز خاك درگه تو آب روى « دار شفا »
هواى « دار شفا » را چگونه شرح دهم * كه همچو روح درآيد به قالب مرضى / 223 /
به سال هشتصد و نوزده بشد تازه * ز فرّ بندگى آصف ملك سيما
« نظام » عقد سعادت كه دين و دولت را * بود هميشه جناب رفيع او ملجا
هامش
( 1 ) . مل : كرده شده .
( 2 ) . مل : بنشانيش .