تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
در ولايات بوجود مىآمد تا پايتخت كه ساكت مىمانده بود . يك نكته قابل توجه كه بايد در نظر داشت اينست كه جنبش مشروطيت ايران چون انقلاب ملل ديگر اگرچه در مركز شروع شد ولى از چشمه‌هاى ولايات آب مىخورد . بيش از همه نمايندگان و پيشوايان ولايات بودند كه آتش انقلاب را روشن نگاه مىداشتند . اينها بودند كه جد و جهد بافزودن قوه مشروطيت مىنمودند و نگاهبان مشروطه مىشدند . اينها نيز در نوبه خود تكيه بقواى مشروطه‌طلبان ولايات مىكردند . در ولايات هم مخصوصا قسمت شمال يعنى آذربايجان و گيلان در رديف اول جا گرفته با فعاليت خود با هم جنبش را تكميل مىكردند . در اين دو نقطه بود كه نقشه‌هاى انقلابى تهيه مىشد و از اينجاها بود كه درخواستهاى اصلاحى راديكال بلند مىشد . در اينجاها بود كه فرقه‌ها تأسيس و شعبه‌هاى آنها در نقاط مختلف كشور پخش مىشدند . در مسئله تأسيس شعبه فرقه اولين قدم در گيلان مشاهده شد . در رشت بود كه شعبه‌هاى تشكيلات تبريز با تأسيسات مستقل پديد مىآمدند . در همين كميته‌هاى مختلف كه اغلب از آنها محلى بودند دو فرقه بود كه شعبه‌هاى متعدد در تمام نقاط كشور داشت . اينها فرقه دموكرات و فرقه داشناكيسون بودند . قويترين فرقه‌اى كه در محيط ارامنه دنيا داراى شعبه‌هاى بيشمار و نفوذ بزرگى بود با كمال ميل و بدون شرط جنبش مشروطه ايران را استقبال كرده مساعدت خود را از هر حيث رائه داد .