Skip to main content

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — Page 236

Contributors:

P.236
ترس از برادر خود داشتم كه هر بامدادى به اين انديشه از رختخواب بيرون مىآمدم كه امروز پايان زندگى من خواهد بود . شب نيز كه درون رختخواب مىرفتم اميد زنده ماندن تا بامداد را نداشتم . اين بود كه در بيست و چند سالگى از هجوم اندوه مانند پيران سالخورده موى سرم سفيد شد » . بارى مزعل و خزعل ده سال كمابيش با اينحال كه هر كدام دل از ترس و كينه ديگرى برداشت بسر دادند . تا سرانجام پيش از آنكه مزعل چاشت خورد خزعل بر او شام بخورد بدينسان كه چند تن از غلامان را با خود همدست ساخته او را به هنگامى كه از كوشك فيليه پايين آمده سوار بلم مىشود با تير تفنگ از پاى درآوردند . اين حادثه روز نخست محرم سال 1315 بود . « 1 » لرد كرزن كه در زمان مزعل خان به محمره رفته مىنويسد او را پانزده زن بود ولى پسرى نداشت . پس از كشتن مزعل خان شيخ خزعل خان جانشين شيخ مزعل خان گرديد و مظفر الدين شاه هر عنوان و سمتى را كه مزعل داشت از حكمرانى محمره و سرحددارى آنجا و لقب معز السلطنه و درجه امير تومانى همه را به شيخ خزعل بخشيد .

كاوش در ويرانه‌هاى شوش

شوش كه يكى از بنام‌ترين شهرهاى جهان باستان بوده تا آنجا كه ما مىدانيم تا قرن‌هاى چهارم و پنجم هجرى آباد بوده و در آن زمان‌ها
Footnote
( 1 ) . سيد جعفر حلى براى او مرثيه گفته و اين مصرع را ماده تاريخ آورده : « با على محل الخلد يقبر مزعل » .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — Page 236 | احمد كسروى تبريزى