تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
آن‌جا نيز ويرانى بسيار كرده بارگاه امام على بن ابيطالب را بكند و محجر آن را بسوخت تا شش ماه كه در آن‌جا درنگ داشت كسان او بارگاه را مطبخ كردند بدين عذر كه امام على خدا بود و خدا هرگز نمىميرد . سپس روانه بغداد گشته در راه كاروان حاجيان را زده همگى را بكشت و مال‌هاى ايشان را تاراج كرد . و چون به بيرون بغداد رسيد نه روز در آن‌جا درنگ كرده آنچه گزند و آزار بود از كشتار و تاراج و ويرانى دريغ ننمود و چون شنيد كه جهانشاه لشكرى به يارى بغداديان فرستاده است آنجا را رها كرده به هويزه بازگشت . سپس آهنگ كهكيلويه كرده دژ بهبهان را كه پير بوداغ در آنجا بود گرد فروگرفت چنان كه گفتيم پير بوداغ به تعصب شيعيان در كار مشعشعيان سهل‌انگارى داشت و نمىخواست با آنان جنگ روبرو كند و اين بود تيراندازانى را برانگيخت كه مولى على را به هنگامى كه در رود كردستان « 1 » به عادت روزانه تناشويى مىكرد آماج تير كرده بكشتند و مردم را از دست سياهكارى هارى او رها كردند سيد محمد نيز آسوده شده و دوباره رشته حكمرانى را بدست آورد . و اين در سال 861 بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين رود همانست كه در آغازهاى اسلام بنام طاب خوانده شده و در قرنهاى نهم و دهم هجرى بنام رود كردستان معروف گرديده و اكنون در نزديكىهاى بهبهان رود قنوات و ماهرود خوانده شده در پايين‌ترها رود جراحى ناميده مىشود . ( 2 ) . مجالس المومنين و مسوده‌هاى جواهرى .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 20 | احمد كسروى تبريزى