تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
جنگ با سيد محمد كرد و چون به واسط رسيد دو تن از بزرگان هويزه كه به آنجا گريخته بودند پيش او آمده ستمكارىهاى مشعشعيان را باز گفتند و از او يارى طلبيدند . ميرزا اسپند گروهى از سپاه خود را همراه آن دو تن گردانيده روانه هويزه ساخت . خويشتن نيز از دنبال آنان راه برگرفت . اين زمان شيخ ابو الخير نيز سپاهى گرد آورده دوباره آهنگ جنگ مشعشعيان را داشت ولى چون آمدن ميرزا اسپند را دانست به شوشتر بازگشت . سپاهيان ميرزا اسپند به نزديكى هويزه رسيد با مشعشعيان جنگ سختى كردند و آنان را بشكستند . سيد محمد اين خبر شنيده از كنار هويزه برخاست و در جايى به نام طويله نشيمن گزيد ميرزا اسپند به هويزه درآمد در دژ آنجا فرود آمد . سپس بر سر سيد محمد رفته انبوه كسان او را بكشت و به هويزه بازگشت . سيد محمد چنان كه عادت او بود كه در اين‌گونه حال‌ها فروتنى مىنمود نامه به ميرزا اسپند نوشته فروتنىها كرد و مال و كالاى بسيارى كه از شيخ ابو الخير بدست آورده بود به نام هديه نزد ميرزا فرستاده از او درخواست مهر و نوازش كرد ميرزا اسپند فريب آن نامه و هديه را خورد و به سيد محمد تركشى و كمانى و شمشيرى فرستاد و كشتىهاى برنج روانه كرد و هويزه را به او بازگذاشته با گروهى از بوميان هويزه كه از گزند مشعشعيان ايمن نبودند و ناگزير از كوچ بودند از راه بصره روانه عراق گرديد . سيد محمد به هويزه درآمد به آنشهر دست يافت و به پاداش نوازش‌هاى ميرزا اسپند كسان او را كه در هويزه مانده بودند تاراج كرد و پيروان او كشتىهاى ميرزا اسپند را كه پر از رخت و خوردنى و از بصره