ارمنستان و عراق عرب و عراق عجم و فارس و كرمان پادشاه گرديد .
سپس هم آهنگ خراسان كرده بدانسان كه در تاريخها نوشتهاند تا هرات پيش رفت و شكوه نيروى او بس فزون گرديد . ولى خوزستان بدست سيد محمد و پسرش مولى على بود كه به استقلال فرمان مىراندند و چنان كه گفتهايم به پاس شيعيان جهانشاه و ديگران با ايشان سخت نمىگرفتند . « 1 »
گماشته جهانشاه در بغداد پسر او پير بوداغ بود . در سال 858 در نتيجه پيشآمدهايى كه ميانه پير بوداغ و پدرش روى داده بود او بغداد را گزارده بشيراز رفت و عراق عرب از حكمران و پاسبان تهى گرديد .
مولى على اين فرصت را غنيمت دانسته با سپاهى از مشعشعيان به عراق تاخته واسط را گرد فروگرفت و آنچه گزند و ويرانى بود دريغ نكرد . سختى كار شهر به آنجا رسيد كه بيشتر مردم از گرسنگى نابود شدند و انبوهى از بازماندگان به بصره گريخته شهر را ويرانه گذاردند .
سال 858
مولا على كسى را در آنجا گمارده خويشتن روانه نجف گرديد و در
هامش
( 1 ) . قراقوينلويان همگى شيعه متعصب بودند و چنان كه در مجالس المومنين آورده نقش نگين ميرزا بداغ اين شعر بوده .نامم بداغ و بنده باداغ حيدرم * هرجا شهى است در همه عالم غلام ماستبيرام خان معروف از نوادگان جهانشاه كه در زمان صفويان در دربار همايون شاه و اكبر شاه هندى از اميران بزرگ بوده قصيدهاى دارد كه در ديوانش چاپ شده و آغاز آن اين بيت است .شهى كه بگذرد از نه سپهر افسر او * اگر غلام على نيست خاك بر سر اودر همين قصيده مىگويد .محبت شه مردان مجوز پدرى * كه دست غيره گرفته است پاى مادر او