به شوشتر غنيمت دانسته شكايت بند ميزان را نزد او برده خواستار بستن آن گرديدند . دولتشاه خواهش آنان را پذيرفته معمارى كه در كرمانشاه داشت به شوشتر خواسته به او دستور داد كه به بستن بند برخيزد و خويشتن به كرمانشاهان بازگشت .
استاد معمار از همان تابستان به كار آغاز كرده با سختى بسيار در مدت سه سال بند را به پايان رسانيد . نيز چند چشمه از پل فتحعلى خان را كه شكسته بود دوباره ساخته استوار گردانيد . در ماه رمضان 1224 بود كه آب به شاخه شتيت ريخته هم به نهر داريان ( دشتآباد ) درآمده به روستاى مياناب روان گرديد و مردم شادى بسيار كرده به كشت و كار پرداختند .
در كتاب « فائق البيان » كه تفصيل ساختن آن بندر را شرح مىدهد « 1 » از فراوانى كشت و سبزىكارى و ارزانى ميوه كه در آن سال از زمينهاى مياناب برخاسته بود و از شاديهاى مردم سخن دراز مىراند . مىگويد « آبادى شوشتر » را ماده تاريخ يافتند . ولى اين فراوانى كشت و ميوه و شادى مردم چون ابر تابستان دير نپاييد زيرا در سال 1227 در ماه ربيع الاول بار ديگر ناگهان بند شكافته و به اندك زمانى برافتاد و بدينسان بار ديگر همه آب به شاخه گرگر درآمده جوى داريان تهى و زمينهاى مياناب بىآب گرديد و همه كشتها خشك شده از ميان رفت .
چون اين خبر به محمد على ميرزا رسيد بار ديگر معمار را روانه
هامش
( 1 ) . يكى از سادات جزايرى شوشتر كتابى در تفسير آيه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» بنام دولتشاه نوشته آن را « فائق البيان » نام داده و در مقدمه داستان بستن بند ميزان را به تفصيل ياد مىكند .