تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
كارهاى مردم اوباش آنجا آگاهى درستى نداريم جز اينكه در شوشتر كه گفتيم سردسته شورشيان سيد فرج اللّه كلانتر بود و پس از مرگ او پسرش سيد اسد اللّه را كشتند در زمان آقا محمد خان سردسته شورشيان ابو الفتح خان پسر دوم سيد فرج اللّه خان بود آقا محمد خان هم حكومت شوشتر را به او واگذاشت . در اين ميان دو تيرگى حيدرى و نعمتى سخت رواج داشت و هميشه بساط دشمنى و كينه‌ورزى در ميانه گسترده بود و چه بسا كه كار به خونريزى مىكشيد و اين بود كه گاهى حكومت به خانواده مرعشيان كه از زمان صفويان در آنجا نشيمن داشتند و خاندان معروف و محترمى بودند سپرده مىشد . اما محمد على ميرزاى دولتشاه او بزرگترين همه پسران فتحعلى شاه و يكى از شاهزادگان توانا و كاردان قاجارى بود چنان كه كارهاى سترگى كرده و نامى از خود در تاريخ ايران به يادگار گزارده چنان كه گفتيم او فرمانرواى كرمانشاهان و غرب بوده و بخش شمالى خوزستان به او سپرده شده بود . در سال 1221 دولتشاه آهنگ خوزستان كرده چون به شوشتر رسيد الو الفتح خان كلانتر را كه نام برديم دستگير و از دو چشم نابينا ساخت به ديگر سركشان نيز به هر يكى سزايى داد . چنان كه گفته‌ايم اين زمان شوشتر گرفتار بىآبى بود بدينسان كه از زمان نادر شاه بند ميزان همچنان شكسته مانده و تا اين هنگام هفتاد و نه سال بود كه از رهگذر شكستن آن بند شهر شوشتر و روستاى مياناب بىآب مانده و مردم گرفتار پريشانى و تنگى بودند . شوشتريان نام و آوازه دولتشاه را شنيده بودند و اين درآمدن او را