تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
كسى را به پادشاهى نشناخته و ماليات نمىپرداختند . در تاريخچه كعب سرگذشت كعبيان را در اين دوره خودسرى به شرح مىنويسد و كوتاه سخن او آنكه چون پس از مرگ كريم خان زنديان بصره را رها كردند شيخ بركات هم به فلاحيه بازگشت و لشكر به رامهرمز و هندگان كشيده آن نواحى را از آن خود ساخت و نيرو و زور او بس افزون گرديده از بندر بوشهر و عمان گرفته تا نزديكيهاى بصره مردم باج‌گزار او گرديدند . چون در سال 1197 شيخ بركات كشته گرديد شيخ غضبان جانشين او شد . در زمان او نيز جنگ‌هاى بسيار روى داد : نخست سليمان پاشا والى بغداد به همدستى شيخ منتفق به جنگ كعبيان برخاستند . سپس مردم عدن و بصره و همه بندرها و كنار دريا دسته‌بندى كرده آهنگ پيكار كعبيان نمودند و در همه اين جنگ‌ها فيروزى از آن كعبيان بود و دشمنان كارى از پيش نبرده بازمىگشتند شيخ غضبان بار ديگر به رامهرمز و هندگان كه از دست او رفته بود دست يافت و خونريزى فراوان كرد . نويسندگان تاريخچه كعب مىگويد : حوادث زمان شيخ مبارك بس فزون است . ولى پس از زمانى خود از نيز بكشتند و شيخ مبارك پسر بركات به جاى او نشست در سال 1209 كعبيان او را بيرون كرده فارس پسر داود را به شيخى برداشتند . سال ديگر او را بيرون رانده شيخ محمد پسر بركات را به شيخى برگزيدند و تا اين هنگام دوره شورش ايران نيز سرآمده قاجاريان در پادشاهى استوار شده بودند .