تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
كريم خان از فلاحيه بيرون آمده در نزديكىهاى قبان و حفار لشكرگاه ساخت و كسانى نزد حاكم بصره فرستاده پيغام داد كه چنان كه والى بغداد وعده داده آذوقه براى سپاه از برنج و گندم و جو راه انداخته نيز كشتيها براى دنبال كردن كعبيان در دريا بفرستد . حاكم بصره دو كشتى پر از خرما كرده بفرستاد و نيز كشتى ( زورقى ) زرين و آراسته براى سوارى خود وكيل بفرستاد ولى از راه انداختن آذوقه و فرستادن كشتى سرباز زده عذر خواست پيداست كه از نزديكى آن سپاه انبوه ورزيده به حدود بصره ترس كرده بدرنگ كريم خان در آن نزديكى رضايت نمىداده . بارى كريم خان از رود بهمنشير گذشته به جزيره محرزى درآمد و گروهى را با سركردگى زكيخان در كشتيهايى كه والى هويزه آماده كرده و فرستاده بود نشانده از راه شط العرب به دنبال كعبيان فرستاد ليكن شيخ سلمان در آنجا نيز درنگ نكرده به دريا گريخته بود . كريم خان تا زمانى در آن نزديكىها درنگ داشت دژ حفار را بنياد كنده بند سابله را كه گفتيم شيخ سلمان ساخته و به گفته تاريخ زنديه « نمونه سد اسكندر » بود بشكست . ولى اين كار از سياه‌كاريهاى كريم خان است . چه در سرزمينى مانند خوزستان بند بستن و شادروان بنياد نهادن از سترگترين كارها و خود آيه آبادى شهرها و خرمى كشتزارهاست اين است كه پادشاهان نيكوكار و خردمند پول‌هاى گزاف ريخته بندها و شادروان‌ها در آنجا پديد آورده‌اند . كريم خان نيز بايستى بندى ساخته يا شكست يك بندى را جبران نمايد نه اينكه بندبان استوارى را كه مايه سرسبزى فرسنگها زمين بوده براندازد . در دفترچه تاريخ كعب مىگويد به راهنمايى مردى از عرب بود كه