هنگامى كه نادر شاه طهماسب را خلع كرده و خويشتن براى جنگ با عثمانيان و گشادن بغداد روانه عراق بود عباسقلى بيگنامى را بجاى ابو الفتح خان به حكمرانى شوشتر فرستاد و او بود تا پس از چند ماهى فتنه محمد خان بلوچ برخاسته دامنه آن به شوشتر نيز رسيد .
اين محمد خان از همراهان محمود افغان بود كه همراه او از قندهار آمده و چون پس از محمود اختيار پادشاهى بدست اشرف افتاد او محمد خان را با ايلچيگرى نزد سلطان عثمانى فرستاده بود . ولى در سال 1142 هنگامى كه او از ايلچيگرى برمىگشت بساط افغانان به هم خورده كسى از آنان در ايران نمانده بود و محمد خان زيركى نموده با نامه سلطان عثمانى و پيشكشهايى كه از او براى اشرف آورده بود در دزفول پيش نادر آمده چگونگى را باز نموده خواستار بندگى و چاكرى گرديد نادر از اين كار او در شگفت شده او را نيك نواخت و به حكمرانى كهكيلويه برگماشت .
سپس در سال 1144 كه نادر در نزديكى كركوك از عثمانيان شكست سختى خورده به همدان بازگشت محمد خان را كه همراه او بود روانه كهكيلويه ساخت كه كموكاست سپاه خود را درست ساخته تا دو ماه ديگر به لشكرگاه بپيوندد محمد خان در رفتن به كهكيلويه و در برگشتن هر دو به شوشتر گذر كرده ابو الفتح خان نيز با او بود و در اين برگشتن بود كه در جايد لرستان به انديشه شورش و خودسرى افتاده با ابو الفتح خان و سپاهى كه همراه داشتند به خوزستان بازگشتند و جلودارى را فريب داده پيشاپيش روانه نمودند كه در همهجا آوازه شكست ديگر نادر را از عثمانيان و اينكه لشكريان او پاك پراكنده شدهاند و خود او ناپديد گرديده بياندازد و مردم را به شورش برانگيزد .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١١٦