« من اللّه بر دوستى پرستم ، كى نشكيبم كه نپرستم . » هم وى گفته بود كه : « روز رستخيز سه مرد از شمار فارغ باشند : كسى كه كسب حرام نكند ، و مرديكه پاكدامن باشد ، و شخصيكه بين دو نفر بغرض سخن نگويد . » « 1 »
از اشعار بايزيد بسطامى صوفى معروف خراسانست در حقيقت عشق الهى :
احبك حبين حب الهوى * و حبا لانك اهل لذاك
فاما الذى هو حب الهوى * فرفعك للحجب حتى اراك
و اما الذى انت اهل له * فشغلى بذكرك عن من سواك « 2 »
يعنى : « با تو دو نوع دوستى دارم ، دوستى عشق و دوستى اينكه تو اهل آنى ! اما دوستى عشق تا جاييست كه پرده بردارى تا ترا ببينم .
ولى دوستى كه درخور آنى ! چنين است ، كه در ياد تو از ما سوا فارغ شوم . »
ابراهيم ادهم بلخى گفت : « ديدن بسيار باطل ، معرفت حق را زائل مىسازد . « 3 » »
گويند ابراهيم ادهم در طواف كعبه به كسى گفت : تا كه شش مرحله را نه پيمايى ، بدرجهء نيكوكاران نرسى ! :
اول : تا كه دروازهء نعمت را نه بندى ، و در شدت را نكشايى !
دوم : تا كه دروازهء عزت را نه بندى ، و در ذلت را نكشايى !
سوم : تا كه دروازهء راحت را نه بندى ، و در جهد را نكشايى !
چهارم : تا كه دروازهء خواب را نه بندى ، و در بيخوابى را نكشايى !
پنجم : تا كه دروازهء توانگرى را نه بندى ، و در درويشى را نكشايى !
ششم : تا كه دروازهء امل را نه بندى ، و در تيارى بمرگ را نكشايى ! « 4 »
بشر حافى مروى ( متوفى 227 ه ) ميگفت :
هامش
( 1 ) - طبقات انصارى 29
( 2 ) - التعرف 80 و قوت القلوب 3 / 84
( 3 ) - طبقات انصارى 57
( 4 ) - طبقات سلمى 38