نفى كرده بود . « 1 »
ما در فصول سابق اين كتاب بارها در ضمن وقايع روشن ساختيم ، كه بعد از جنبش بو مسلم خراسانى و قتل فجيع او كه مانند پردهء در اماى المانگيز از چشم مردم گذشت ، بقاياى عقائد حلول و رجعت و تناسخ باشكال مختلف ظهور كرد ، كه از ان جمله راونديان به تناسخ گرويدند . « 2 » و ايشان خراسانيانى بودند از شيعيان بنى عباس ، كه بقول ابن اثير مانند بو مسلم به تناسخ عقيده داشتند « 3 » ، و در بغداد بسال 141 ه 758 م هياهو انداختند ، و منصور خليفه را خدا خطاب كردند . « 4 »
ديگر فرقهء زراميه در مرو و هرات بودند ، كه امامت را در خاندان عبد اللّه بن عباس مىدانستند ، و ابو مسلم را هم در ان سهم ميدادند ، و به عقيدهء ايشان گويا روح الهى در ابو مسلم حلول كرده بود كه بر بنى اميه مظفر گشت و به تناسخ ارواح قائل بودهاند « 5 »
گروهى ازين طائفه ابو مسلميه منسوب به بو مسلم خراسانىاند ، كه او را زندهء جاويدان مىشمردند ، و به رجعت او منتظر بودند و ميگفتند آنكه بامر منصور كشته شد بو مسلم نبود ، بلكه شيطان در چشم كشندگان به صورت بو مسلم درامده بود . در هرات و مرو اين طايفه را بر كوكيه هم ميگفتند . و از همين طوايف حلوليهاند :
مقنعيه يا سپيد جامگان مبيضه كه ما شرح آن را در جنبش مقنع دادهايم . « 6 » و ايشان ميگفتند كه روح الهى در آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد و على و اولاد او و بو مسلم حلول كرد ، و از بو مسلم به مقنع ( مقتول 161 ه 777 م ) رسيد ، و بقول بو ريحان بيرونى مقنع قائل به تناسخ و حلول بود و دعوى خدايى ميكرد و ميگفت :
چون خدا قبل از تجسد ديده نمىشود ، بنابرين در كالبد انسان و به صورت بشر
هامش
( 1 ) - تهذيب تاريخ ابن عساكر 7 / 428
( 2 ) - رك : فصل 3 قسمت 8 اين كتاب
( 3 ) - الكامل ابن اثير
( 4 ) - طبرى 9 / 307
( 5 ) - ترجمه ملل و نحل 113
( 6 ) - رك : فصل 3 قسمت 8 همين كتاب