اعتقادى فاسد ندارند از انكه يدين را بعضوين تفسير كنند ، و استواء عرش را بمطابقهء مكان تفسير كنند ، و مجئ را بتردد اماكن تفسير كنند ، بلكه در جميع اين اطلاقات بىتكليف و تشبيه بر منوالى كه در قرآن و حديث وارد است اعتقاد كردهاند ، و آنچه در قرآن و خبر وارد شده باشد از سائر اطلاقات كه مجسمه و مشبهه كنند ، ساحهء اطلاق از ان مقدس دارند و گويند : كه حضرت كبرياء بارى عالمست در ازل . . .
و اثبات قدر ميكنند كه خير و شر آن از حضرت كبريائيست ، و تمام مخلوقات مخلوق جلال احديت است خواه حسن و خواه قبح ، و بنده را اثبات فعل كنند بقدرت حادثه و آن را كسب گويند ، و اين فائده مورد تكليف است و موطن ثواب و عقاب . « 1 »
در چنين صورت فرق عقائد كراميان با اهل سنتاند كست ، كه دو مسئله اساسى را بايد مورد افتراق هر دو دانست : يكى عقيده برينكه ايمان تنها اقرار به لسانست نه تصديق بقلب ، و منافق نزد ايشان مومن است در دنيا و مستحق عقابست در آخرت « 2 » . در حالى كه اهل سنت ، ايمان را اقرار به زبان و تصديق بقلب دانند .
ديگر اينكه : امامت و عقد بيعت را در دو قطر با دو امام در يك وقت جائز دارند ، با وجوديكه امامت را مانند اهل سنت ، اجماع امت دانند نه نص و تعيين .
اما در اعمال دينى و فقه نيز عبد القاهر بغدادى حماقاتى را به كراميان نسبت دهد كه از انجمله است : نماز مسافر فقط به دو تكبير بدون ركوع و سجود و قيام و قعود و تشهد و سلام .
ديگر : صحت نماز با جامهء نجس بر جاى نجس با نجاست ظاهر بدن .
ديگر : غسل و نماز مرده سنت است نه فرض ، و واجب فقط تكفين و دفن اوست .
ديگر : صحت نماز و روزه و حج مفروض بدون نيت . زيرا نيت ابتدايى اسلام براى تمام فرائض ديگر كافيست . « 3 »
هامش
( 1 ) - ترجمه ملل و نحل 81
( 2 ) - مقالات الاسلاميين امام اشعرى 1 / 141 طبع استانبول 1929 م
( 3 ) - الفرق بين الفرق 202 ببعد