3 / آدمى بر هيچ چيز قادرنى و مجبور است كه افعال او را خداوند آفرينش فرمايد .
چون افعال به جبر است ، ثواب و عقاب هم بجبر است .
4 / فناى بهشت و دوزخ كه حركات اهالى آن دو جاويدان خانه فانى مىشود بعد از لذت گرفتن اهل بهشت به نعيم و الم يافتن اهل دوزخ به عذاب . و گويند حركاتيكه به آخر متناهى نباشد متصور نمىشود .
5 / در صورتى كه كسى به معرفت الهى رسد ، اگر به زبان انكار كند كافر نشود ، زيرا بانكار زبانى علم زائل نگردد . و تفاضل ميان اهل ايمان نيست ، و ايمان كسى بر ديگرى راجح نتوان داشت . « 1 »
معتزله
در سالهاى بين 100 و 200 ه در كشمكش فكرى و سياسى خوارج و شيعه ، گروهى بنام معتزله و ارباب اعتزال نيز وجود داشت ، كه از مهمترين حركات فكرى و نزعات عقلى دو قرن اول اسلامى به حساب مىآيد ، و در تطور فكر و ادب ملل اسلامى و تاريخ فلسفهء اسلام در نهايت اهميت است .
موسس اين طايفه و اصل بن عطاء ( 80 / 131 ه ) يكى از امامان متكلمان و بليغان اسلام است ، كه از حلقهء درس استاد خود حسن بصرى ( متوفى 110 ه 728 م ) اعتزال كرد ، و از انرو پيروان او را معتزله گفتند . از تأليفات او اصناف المرجئه - المنزلة بين المنزلتين - معانى القرآن - طبقات اهل العلم و الجهل - السبيل الى معرفة الحق - التوبه شناخته شده است . « 2 »
معتزليان اصول خمسهء ذيل داشتند :
1 / توحيد : گويند كه صفات خدا غير ذات او نيست ، اسلام دين توحيد و تنزيه است .
معتزله مانند مسلمانان ديگر درين مورد به ايمان اجمالى قناعت نكنند ، بلكه در مسائل
هامش
( 1 ) - ملل و نحل 62 ببعد
( 2 ) - الاعلام 9 / 121