فرزند خود خالد توصيه نمود ، كه در ارجاع خلافت به خاندان رسالت بكوشد « 1 » و از همين هنگام است كه آل برمك در جملهء هواخواهان خلافت آل عباس درامده اند ، و خالد فرزند جعفر برمكى را در جملهء نقيبان آل عباس نام مىبرند « 2 »
بهر صورت روايات نويسندگان عرب و عجم در اوائل احوال دودمان برمكى مشوش و افسانهآميز است ، و حتى در نام جعفر نيز خلافيست ، و آنچه ضياء برنى در اكرام الناس « 3 » به حوالت ابو القاسم محمد طايفى نوشته كه جعفر برمكى دين آتشپرستى داشت ، و قصد خدمت عبد الملك مروان كرد ، و بدمشق رفت ، نيز بموجب روايات اكثريت مورخان ثابت نيست ، زيرا در اوائل ظهور اسلام دين اين مردم بودائى بود نه زردشتى ، و نيز رفتن جعفر به دربار سليمان بن عبد الملك است نه خود عبد الملك . « 4 »
طبرى گويد : كه در سنه 107 ه د 72 م اسد بن عبد اللّه حكمران اموى خراسان لشكرگاه خود را از بروقان دو فرسخى بلخ به اين شهر نقل داد ، و ابو خالد برمك بن برمك را امر كرد . كه شهر بلخ را بسازد ، و تمام لشكريان اموى را كه در بروقان منزلى داشتند ، در بلخ همانطور مسكن داد ، و كسانى كه نداشتند بايشان نيز منزل داده شد ، و براى بناى بلخ از تمام ناحيتهاى آن ، كارگران را باندازهء ماليات آنجا حشر كردند « 5 » و عين همين مطلب را ابن اثير نيز نقل نمايد « 6 »
ازين روايت طبرى و ابن اثير پديد مىآيد ، كه در سنه 107 ه پدر خالد برمك در بلخ بود ، چون بموجب روايات سابقه در حدود 90 ه در دمشق بدربار وليد ، و در حدود 97 ه وزير سليمان بن عبد الملك ، و در حدود 115 ه بدربار هشام
هامش
( 1 ) - تاج العروس 7 / 109
( 2 ) - البرامكه 34
( 3 ) - طبع ميرزا محمد ملك الكتاب در بمبئى
( 4 ) - مقدمهء اخبار برامكه طبع تهران 1312 ش
( 5 ) - طبرى 5 / 388
( 6 ) - الكامل 5 / 65