تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
چنانچه در مباحث سابق ديديم ، در شورش‌هاى خراسانيان دو سايق مهم كار ميكرد : اول اينكه اين مردم شورى براى آزادى و تشخص ملى خود اندر دل داشتند ، و با وجوديكه دين اسلام را پذيرفته بودند ، باز هم حفظ كيان ملى خود را ميخواستند . دوم حس نگهدارى شئون ملى و فرهنگ ، و احيانا كيش و آيين كهن بود كه در بعضى از مردم به صورت طغيان و شورش ظهور ميكرد ، و همين چيز وسيلهء تبليغ الحاد و زندقه در مقابل مخالفان سيطره عرب هم ميگشت ، در حالى كه علت اساسى اختلاف سياسى بود و بس . هنگاميكه جنبش آخرين سپيد جامگان با هلاك مقنع انجام يافت ، حكمران عمومى خراسان در مرو مسيب بن زهير بود ، و او در مهاى آميخته با روى و ارزير در خراسان رواج داد ، كه آن را بنامش درم مسيبى ميگفتند ، وى هشت ماه در خراسان بماند ، چون برو ظيفت خراج زياده كرده بود ، بنابرين مردم خراسان برو شوريدند . « 1 » اين وقايع در سال 166 ه روى داد ، و هنگاميكه خبر شورش خراسان به المهدى خليفه رسيد ، او فضل بن سليمان را كه مردى خراسانى و از مردم طوس بود به حكمرانى خراسان گماشت ، و سيستان را هم در سرزمين حكمرانى او افزود ، و او از طرف خود تميم بن سعيد را بر سيستان حاكم گردانيد . « 2 » تميم روز شنبه 22 صفر ( 169 ه ) به سيستان رسيد ، و بشر بن فرقد با او به عاملى خراج سيستان آمد ، و بعد از انكه بامور سيستان رسيدگى نمود ، بشر را در انجا گذاشت ، و خودش به بست شد ، و از انجا بر رخد ( وادى قندهار كنونى ) كه پادشاه آن رتبيل بود حمله كرد ، و برادر رتبيل را اسير گرفت و بعراق فرستاد . « 3 »
هامش
( 1 ) - زين الاخبار 77 الف ( 2 ) - طبرى 6 / 388 و الكامل 6 / 30 ( 3 ) - تاريخ سيستان 151