بر سيستان والى گردانيد . « 1 »
يوسف البرم :
سال 160 ه در خراسان مقدمهء هنگامهء رستخيزآساى ديگرى بود ، و درين سرزمين مردى كه يوسف بن ابراهيم نامداشت و به يوسف البرم معروف بود قيام كرد ، و كردارهاى مهدى را انتقاد نمود ، كه گروه بزرگى از مردم او را پيروى كردند . « 2 »
يوسف بقول ون فلوتن مردم را به نيكى دعوت نمودى ، و جز اين مقصودى نداشت « 3 » و طوريكه اليعقوبى گويد : يوسف از موالى بنى ثقيف بخارا بود ، كه در امر به معروف و نهى از منكر ميكوشيد ، و پيروانش فراوان شدند ، و بر خلاف سلطهء عباسيان اعلان قيام داد ، درين اوقات يزيد بن مزيد شيبانى از طرف خليفه المهدى با يحيى شارى يكى از شورشيان خراسان جنگ داشت ، و چون خبر قيام يوسف به المهدى رسيد ، به يزيد نوشت تا قواى خود را به دفع يوسف گمارد .
يزيد لشكريان خود را به جنگ يوسف آورد ، و خراسانيان هم تا جائى مقاومت كردند ، كه يوسف و يزيد با همديگر به جنگ تن بتن پرداختند ، ولى يوسف گرفتار آمد ، و پيروانش تسليم شدند ، و او را با ياران و نزديكانش به بغداد فرستادند ، چون در رصافه بحضور المهدى رسيدند ، امر داد تا دست و پاى يوسف را ببرند ، و بعد از ان هرثمه بن اعين او را در مقابل خون برادر خود كه در خراسان كشته شده بود گردن زد . و ديگر ياران يوسف نيز كشته شدند ، و اجساد مردگان را بر پل دجله نزديك لشكرگاه المهدى آويختند . گويند خليفه عباسى درين روز آنقدر خشمگين بود ، كه به يوسف اسير دشنامهاى غليظ ميداد و ناسزا ميگفت . « 4 »
بقول گرديزى : يوسف ثقفى حرورى در روزگار حميد بيرون آمد ، و حكيم
پاورقی
( 1 ) - طبرى 6 / 252
( 2 ) - طبرى 6 / 358
( 3 ) - سلطهء عرب 59 بوسيلهء تاريخ ادبى براون 1 / 472
( 4 ) - تاريخ اليعقوبى 2 / 397 طبرى 6 / 359