و شهرى را بنام محفوظه در حواشى مرزهاى سند و هند بنا كرد ، كه پناهگاهى براى مسلمانان باشد ، و چون عمرو بن محمد بن قاسم مانند پدرش در سند به كارهاى نمايانى موفق آمد ، و امنيت را بازآورد ، و شهر منصوره را در جزيره نمائى كه از يك شاخهء درياى سند نزديك مصب آن دريا به بحر تشكيل شده بود بنا نهاد ، كه بعد از ان مركز حكمرانان عربى در سند ه بود . « 1 »
چون در سنه 121 ه حكم بن عوانه در جنگى با سنديان بمرد ؛ عمرو بن محمد بن قاسم حكمران مستقل سند گشت ، وى حريف خود يزيد بن عرار را بگرفت و محبوس نمود « 2 » و تا مدت پنج سال به حكمرانى در سند باقى ماند ، ولى در سنه 125 ه چون وليد بن يزيد اموى در دمشق بر مسند امويان نشست ، وى همان يزيد بن عرار را كه مردى كافى و كاردان بود ، از حبس برآورد ، و بجاى عمرو به سندش فرستاد .
درينوقت دولت امويان به نهايت فرسودگى خويش رسيده بود ، و داعيان خلافت آل عباس بهر طرف كار ميكردند ، و چون در سنهء 126 ه مروان الحمار بن محمد بر تخت امويان نشست ، منصور بن جمهور كلبى كه يكى از باغيان بود ، در ميدان سياست شكست خورد ، و روى به سند نهاد ، تا به كمك يزيد بن عرار كه از خويشاوندان او بود ، كارى را پيش برد ، اما يزيد اين داوطلب جديد ميدان سياست را پاسخ مطلوبى نداد ، و منصور چون به كنار درياى سند رسيد ، بر شهر سدوسان قبضه كرد ، و كشتىهاى جنگى را بياراست ، و به پيكار يزيد كمر بست .
آخرين ايام دولت اموى :
منصور به مردانگى جنگيد ، و قواى يزيد را پس راند ، و ابن عرار در منصوره حصارى شد ، و بالآخر خود را به منصور سپرد ، ولى منصور او را زنده در بين ديوارى گرفت ، و خودش بر تمام سند در حدود 130 ه قابض آمد ، و برادر خود منظور را بر قندابيل و ديبل حاكم گردانيد .
هامش
( 1 ) - فتوح 543 ، تاريخ يعقوبى 2 / 317
( 2 ) - تاريخ يعقوبى 2 / 333