ريحان شامى را در سواد ملتان ، و احمد بن خزيمه مدنى را در حصار اشبهار و كرور مقرر داشته و خريم بن عبد الملك تميمى را بر ساحل جهيلم در حصار برهمپور نصب كرد ، و درينوقت عدد لشكريان محمد بن قاسم به پنجاه هزار سوار ميرسيد « 1 »
محمد پس از فتح تمام سرزمين سند ، كه از مرزهاى كشمير تا كنارهاى بحر جنوبا كشيده مىشد ، بسر حدهاى كشمير رسيد ، و در انجا علايم سرحدى را نصب كرد ، و ابو حكيم شيبانى را با ده هزار سوار به راى قنوج هرچند رابن جهتل كه بين كشور سند و بنگال در وسط هند حكمرانى داشت ارسال كرد ، ابو حكيم در اودهاپور توقف كرده ، و زيد بن عمر كلابى را با نامهء خليفهء اموى به قنوج سفير فرستاد ، تا راجهء قنوج را باسلام دعوت نمايد ، و الا بايد در اطاعت اسلام آيند و جزيه و خراجى را بدهند ؛ ولى راجه اين پيام را نپذيرفت و سركشى كرد . « 2 »
در شوال 95 ه حجاج بن يوسف حكمران اموى عراق و خراسان و سند در گذشت ، چون اين خبر به محمد بن قاسم در ملتان رسيد ، از انجا بازگشت ، و در راه بيلمان ( بهليمان ) را كه بر مرز سند و گجرات واقع بود فتح نمود ، و چون به كيرج ( جىپور ) رسيد ، راجه دو هر حكمدار آنجا بجنگ برآمد ، و در ميدان پيكار كشته شد و شاعرى گفت :
نحن قتلنا داهرا و دوهرا * و الخيل تردى منسرا فمنسرا « 3 »
« ما داهر و دوهر را در حالى بكشتيم ؛ كه دستههاى سواران بهر طرف مىتاختند . »
بعد از محمد بن قاسم
بچنين صورت ولايت سند كه در جوار شرقى افغانستان و ماوراى درياى مهران ( سند ) افتاده بود تا اواخر سال 95 ه بدست محمد بن قاسم فتح شد ، و چون در جمادى الاخرى 96 ه وليد بن عبد الملك در دمشق بمرد ، سليمان برادرش بر تخت امويان نشست ، وى باحجاج و دودمان او اختلاف شديدى داشت و يزيد بن مهلب را در
هامش
( 1 ) - چچنامه 241
( 2 ) - چچنامه 241 ببعد و تاريخ سند از ندوى 117 ببعد .
( 3 ) - فتوح 539