تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
درين جنگ صاحب بن عبد الرحمن بر مقدمه لشكر و جهم بن زحر بر ساقه و عطيه بن سعد عوفى بر ميمنه ، و موسى بن سنان هذلى بر ميسره بودند ، و لشكريان بحرى به درياسالارى خريم بن عمرو بن مغيره بر كنار ديبل پياده شدند « 1 » اينك داستان محاصره و فتح ديبل را كه از مهم‌ترين وقايع جنگى آخرترين نقاط سرزمين‌هاى مرزى خراسان و سيستان و زابلستان است با قدرى تفصيل از قول على بن حامد كوفى مترجم چچ‌نامه ( 613 ه ) بشنويد : « محمد بن قاسم در سواد ديبل نزول كرد و خندق فرمود ، و علم و رايات بكشادند ، و نوبت بزدند ، و لشكر بهر موضع كه مرتب بودند مقام كردند ، و منجنيقها بيرون آوردند و راست كردند ، و يك منجنيق خاصهء امير المومنين بود ، نام او عروسك ، وصل نر و مادهء او را پانصد مرد بكشيدندى ، تا سنگ از وى جدا گشتى . و در ميان ديبل بتكده‌يى بود بلند و افراشته ، و بر سر او گنبدى بود نهاده ، و رايت حرير سبز بر وى بسته - بلندى بتخانه چهل گز بود و بزرگى گنبد نيز چهل گز بود ، و درازى علم و رايت چنان بود ، كه بكشادن آن رايت چهار زبانه داشت - هر زبانه به طرفى متناثر شدى ، و سر زبانه به مثل آويزش برجها افراشته گشتى . چون لشكر اسلام را بديدند - رايت بتخانه را از سر دقل بكشادند ، و حصاريان بجنگ پيش آمدند . محمد قاسم لشكر را تعبيه كرد و حمله كردند ، تا حصاريان خود را به پناه حصار انداختند . ناگاه برهمنى از داخل حصار بيرون آمد ، و امان خواست و گفت : بقاباد امير عادل را كه در كتب تنجيم ما چنان حكم كرده‌اند كه ولايت سند بر دست لشكر اسلامى فتح شود ، و كفار منهزم گردند ، فاما اين رايت بتخانه طلسم است مادام كه رايت بتخانه برقرار است ضبط آوردن اين حصار امكان ندارد ، در ان بايد كوشيد كه سر اين بتخانه بشكند ، و رايت او پاره پاره شود و فتح ميسر گردد . پس محمد قاسم جعوبهء سلمى منجنيقى را بخواند و گفت : اين رايت و دقل بتخانه را به سنگ منجنيق توانى شكست ؟ اگر بيندازى ترا ده هزار درم بر سبيل انعام
هامش
( 1 ) - چچ‌نامه 102
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 221 | عبد الحي حبيبى