آمد ، و از مردم كيكانان ماليات باقى مانده را تحصيل كرد ، و غنايم و بردگانى را گرفت ، و چون از راه سيستان بازميگشت ، در راه پنجاه هزار مرد راه او را بگرفتند و بكشتند ، و بعد ازين سنان بن سلمه كه فاتح فاضل و خداپرستى بود ، و بهر جا كه ميرسيد ، سنتهاى نيكو مىنهاد ، در ناحيت بود هيه سند كشته شد ، حدود ( 60 ) ه « 1 »
در سنه 61 ه ابو الاشعث منذر بن جارود عبدى ، در بوقان و كيكان جنگها كرد ، و قصدار را بگرفت ، ولى در حد توران رنجور شده و بمرد ، و بجايش پسر او حكم بن منذر والى سند شد ، ولى بعد از شش ماه واپس خواسته شده و بجايش ابن حرى باهلى از طرف عبيد اللّه بن زياد مقرر شد ، وى بسا از بلاد را به جنگهاى سخت بكشود ، و پيروزىها ديد ، و غنيمتها گرفت ، كه شاعرى دربارهء او چنين گفت :
لولا طعانى باليوقان ما رجعت * منه سرايا ابن حرى باسلاب « 2 »
( اگر من در بوقان نيزه بازى نكرد مى - پس لشكر ابن حرى با مال غنيمت باز نهآمدندى ) در حدود سنه ( 79 ه ) يكى از راجگان اطراف سند كه رمل ( رنمل ) نامداشت بر راجه داهر باغى شد ، و از راه راور بمركز شاهى ارور لشكر كشيد ، و داهر از مقابلت او عاجز آمد ، درينوقت همان اعراب بنى سامه كه با علافيان از حكام عربى ممالك اسلامى گريخته و به كشور داهر پناه آورده بودند ، داهر ايشان را به ياورى خويش بازخواند ، و پانصد مرد عربى جنگى دلاور بقيادت محمد علافى بر لشكريان رنمل شبخون آوردند . و بسا از ايشان را بكشتند و بشكستند ، و در حالى كه لشكر رنمل ميگريخت هشتاد هزار اسير و 50 فيل را بدست داهريان و اعراب بازگذاشتند . « 3 »
هامش
( 1 ) - فتوح 532 چچنامه 82
( 2 ) - فتوح 533
( 3 ) - چچنامه 70 ببعد - الكامل 4 / 308 ببعد .