وى برادر خود حكم را از بحرين با كشتىهاى جنگى به سواحل هند فرستاد ، و بندرگاه تهانه ( بين گجرات و كوكن بمبئى ) را گرفت ؛ و بعد از ان برادر ديگر او مغيره بن ابى العاصى از راه بحر بر شهر ساحلى ديبل ( نزديك كراچى كنونى ) و نيز حكم بر بندر بروص ( بهروچ گجرات ) حمله كرد . « 1 »
درينوقت از عهد ملك راى سند چچ بن سيلايج 35 سال گذشته بود ، و چون مغيره شهر ساحلى ديبل را محصور كرد ، ملكى از ديبل بمقابلت برامد ، كه سامه بن ديوايج نامداشت ، و مغيره درين جنگ كشته شد ، و چون اين اطلاع به حضرت عمر خليفه رسيد ، ربيع بن زياد حارثى را كه حكمران مكران و كرمان بود ، از غز و هند منع بليغ فرمود « 2 »
در عهد خلافت حضرت عثمان ( رض ) بعد از سنه 24 ه جنگهاى عمال عربى در ولايات افغانى متصل سند ادامه داشته ، و عبد اللّه بن عامر بن كريز در سيستان و عبيد اللّه بن معمر در مكران ، و مجاشع بن مسعود در كرمان و جبال قفص ( كوچ و كپچ ) به حرب و ضرب مشغول بودند « 3 » و در عهد حضرت على ( رض ) ثاغر بن دعر ( سنه 38 ه ) و حارث بن مرهء عبدى از راه بهرج و كوهپايه بر كيكانان تاختند .
و در سنه 42 ه با 20 هزار مرد كيكانى در آويختند و از ان پس به مكران برگشتند .
در سنه 44 ه عهد حضرت معاويه بن ابو سفيان ، عبد اللّه بن سوار عبدى ، با چهار هزار سوار بر كيكانان حمله برد ، و در نتيجه كشته شد ، و لشكرش هزيمت يافت ، و بعد از دادن تلفات فراوان به مكران بازآمدند « 4 »
حكمرانان عربى بعد ازين درين سرزمين با احتياط پيش آمدند ، و بعد از مرگ عبد اللّه بن سوار ، تا دو سال سنان بن سلمه هذلى در مكران و سند حكمران بود ، و پس ازو راشد بن عمرو جديدى كه جوانى شريف و بزرگ همت بود ، بدين ديار
هامش
( 1 ) - فتوح 530
( 2 ) - چچنامه 73
( 3 ) - الكامل 3 / 97
( 4 ) - چچنامه 77 ، فتوح 531 ، الكامل 3 / 321