درينوقت در هرات ابو نصر مالك بن هيثم خزاعى حكم ميراند ، و او عبد اللّه را بهرات خواند ، چون عبد اللّه بدانجا رسيد ، مالك خبر آمدنش را به بو مسلم داد ، تا كه بامر بومسلم در سنه 129 ه در هرات تكيهء خواب را بر روى او نهاده و بدينوسيله كشته شد ، و مدفن او در هرات معروفست « 1 »
اين بود آنچه ابن اثير دربارهء عبد اللّه بن معاويه نگاشته ، ولى فصيح احمد خوافى در مجمل فصيحى ( 1 / 207 ) و عبد اللّه حسينى مشهور به اصيل الدين واعظ ( 864 ه ) در مقصد الاقبال ( ص 11 ) و جلال الدين بن عبد الحميد در وسيلة الشفاعت ( خطى ص 12 ) سال شهادت عبد اللّه را ( 134 ه ) نوشتهاند ، كه همان قول ابن اثير موثق است ، و خواند مير نيز در حبيب السير ( 2 / 197 ) همان سال 129 ه را تائيد كرده است و مولفين اين كتب مينويسند : چون عبد اللّه به قهستان آمد ، ابو مسلم مروزى به شبل بن طهمان « 2 » كه از قبل او در هرات حاكم بود نامه نوشت ، كه بهر نوع و وسيله كه ميسر شود او را نزديك خود طلب كن ، پس شبل هداياى تمام مرتب ساخته ، و مكتوبى در غايت احترام به نزد او فرستاد ، و به آمدن هراتش ترغيب نمود . . . تا اينكه به اسفزار هرات وارد شد ، و از آنجا به شهر هرات قريب درب خشك فرود آمد . . . . پس شبل با بو مسلم نامه فرستاد كه آنچه مقصود بود بحصول پيوست .
ابو مسلم پنهانى بر وى نامه نوشت كه كارش را تمام كن ، و سرش را به من بفرست ! پس آن بزرگوار را بگرفتند و بعد از چند روز بقتل رسانيدند ، و سر مبارك را به نزد ابو مسلم فرستادند ، و بدن مبارك را در تل قطبيان در مصرخ مدفون ساختند ، و اين واقعه در 134 ه واقع شد . « 3 »
مزار عبد اللّه اكنون در هرات مشهور است ، و در سنه 706 ه ملك غياث الدين
پاورقی
( 1 ) - الكامل 5 / 177
( 2 ) - ابو على شبل بن طهمان هروى از جملهء دوازده نفر نقيب خلافت آل عباس بود ، كه در سنه 100 ه از طرف محمد على بن عبد اللّه بن عباس تعيين شده بودند . ( طبرى 5 / 317 )
( 3 ) - تلخيص از مقصد الاقبال 12 و وسيلة الشفاعت خطى 10