آب مىبرد .
14 - 6 - مردازما
mordaz ma
:
ديوى است بسيار بلند بالا ، دراز و باريك ، لاغراندام كه به يك اسكلت مرده شباهت دارد ولى بسيار نيرومند است بحدّى كه مىتواند مردان را هم از پا درآورد . به همين سبب برخى اين نام را " مردازما
mardaz ma
" ( - مردآزما ) فراگو و " مردافكن " معنى مىكنند . معمولا بچّهها را از اين ديو مىترسانند و نيز كسانى را كه بسيار لاغر ولى بلندبالا باشند به وى تشبيه مىنمايند .
7 - ساعت :
منظور از " ساعت " ( ساات
saat
) روز و وقت " سعد " است كه براى انجام كار مناسب باشد . از ديرباز در ايران معمول بوده است كه براى انجام دادن كارهاى بزرگ و مهمّ مانند عقد و عروسى و سفر و انتقال به سرا و خانهء نو و . . . روز و ساعتى كه طبق احكام نجوم " سعد " بوده - با نظر آگاهان - انتخاب مىكردهاند و به اين عمل " ساعت ديدن " مىگفتهاند . در بيرجند زمان پژوهش ما نيز مردم بر اين باور بودند كه اين قبيل كارها بايد در ساعات " سعد " يعنى " بساعت " ( بساات
besaat
) انجام پذيرد . حتى در زمستانها و تابستانها كه براى نشيمن و خواب به اطاقهاى زمستانى و تابستانى تغيير مكان مىدادند " ساعت مىديدند " و بعلاوه توجّه مىكردند كه رو به " استار " « 1 » تغيير مكان ندهند و اگر براى چنين امرى ناگزير مىشدند شب قبل از آن در جايى كه رو به " استار " نبود بيتوته مىكردند تا " ساعتى " ( سااتى
saati
) شوند .
8 - طلب باران ( استسقاء ) :
چنان كه بارها ياد كردهايم بيرجند و بهطور كلّى قهستان چون با فاصلهء كمى در كنارهء كوير واقع شده مقدار برف و باران آن بسيار كم است و در شمار مناطق نسبة خشك به حساب مىآيد در نتيجه مردم - بويژه كشاورزان و دامداران - هميشه چشم به آسمان مىدوزند كه ببينند كى ابرى باردار و بارانزا از بالاى سرشان خواهد گذشت و سرشكى بر آن زمينهاى سوخته خواهد فشاند .
" خشكسالى " و " ترسالى " ( اوّسالى
owsali
) قهستان " ادوارى " است و چنان كه تقويمهاى بومى نشان مىدهند دورههاى هفتساله دارد . در سالهاى كمباران و خشك چون خطر
هامش
( 1 ) . نك : استار . شمارهء 2 . صص 606 - 605 . همين جستار .