چرخشى كه به آن دو انگشت مىداد سكّه را بسوى سكّهء حريف مىانداخت بدان قصد كه به آن بزند ، اگر موفق مىشد برنده بود .
98 - مجسّمهبازى
mojassame bazi
( مجسّمهبازى / بازى مجسّمه ) :
اين بازى از طريق مدارس به بيرجند راه يافته و بومى اين شهر نيست . شرح بازى چنين است : چند بچّه جمع مىشدند و يكى را به عنوان " استاد " برمىگزيدند . " استاد " در ميان " داو " بازى مىايستاد و ديگران در اطراف او مىايستادند و بازى شروع مىشد . " استاد " شروع مىكرد و با سر و دست و گردن و شانه و كمر و . . . اداها و حركات گوناگون انجام مىداد و شكلهاى مختلف به خود مىگرفت ( كه همهء بچّهها آن را تقليد مىكردند ) و ناگهان در يك حالت توقّف مىكرد و همهء بچّهها هم مىبايست توقّف كنند و همان حالت " استاد " را داشته باشند بچّهاى كه توقّف نمىنمود و يا حالتى جز حالت " استاد " داشت بازنده بود و از بازى بيرون مىرفت و دوباره استاد همان اعمال را تكرار مىكرد . آخرين بچّهاى كه باقى مىماند برنده مىشد و در دورهء بعدى بازى جاى " استاد " را مىگرفت .
99 - نخت كشمش
naxoto kesmes
( نخود و كشمش ) :
دو بچّه ( معمولا دختربچّه ) روبروى هم مىايستادند و پنجههاى دستهايشان را مىگرفتند و دستها و بدنشان را به چپ و راست مىبردند و مىگفتند :
اى نختا /
i naxote
/ ( اين نخود است ) .
اى كشمشا /
i kesmese
/ ( اين كشمش است ) .
قمبلى بگردا ترشا /
qomboli begardo torose
/ ( قنبلى بگردان ، ترش است ) .
وقتى كه لخت آخرى را ادا مىكردند دستهايشان را در بالاى سر هم مىگرداندند و چرخى مىزدند و به حال اوّل برمىگشتند .
اين بازى را " اى نختا ، اى كشمشا
i naxote i kesmse
" هم مىناميدند .
100 - نشانهزنى
nesonezani
( نشانهزنى ) :
زدن نشانه يكى از سرگرمىهاى پسران و نوجوانان بود كه گاه تنها جنبهء مسابقه داشت و گاه بر سر زدن نشانه شرطبندى مىكردند و با چند وسيله صورت مىگرفت .
1 - 100 - با سنگ دست : سادهترين نوع اين بود كه سنگى را با دست به هدفى كه تعيين مىكردند مىزدند . اندازه و وزن سنگ و فاصلهء نشانه يا هدف بستگى به سنّ و نيروى بازى