مىگرديد و صدايى مانند " وج ، وج " از آن برمىخاست و به همين مناسبت به آن " وجوجونك " مىگفتند و چون اين صدا به " قج ، قج " هم نزديك بود برخى آن را به نام اين صدا " قجقجونك
qej qejunak
" مىخواندند ولى " قجقجونك " نام ابزار ديگرى است « 1 » .
102 - ورقبازى
varaq bazi
( ورقبازى ) :
بازى با " ورق " در ميان نوجوانان كمابيش شناخته و معمول بود و برخى با انواع يا بعضى از بازىهاى آن آشنا بودند . " ورق " بازى چون بيشتر جنبهء قمار داشت تا سرگرمى ، عموميّت نداشت .
103 - هلوكّ هلوكّ منگلى
holuk holukke mangali
:
راه رفتن شتر و حركتى كه بر اثر آن به شترسوار دست مىدهد در بيرجند " هلوكّ هلوكّ " نام دارد . " هلوكّ هلوكّ منگلى " لخت آغازين اين سرودهء چندلختى است كه براى آرام كردن و يا سرگرم نمودن كودكان همراه با تكانهاى خاصّى كه به آنها مىدادند مىخواندند و شرح آن اينست كه يكى از بزرگترهاى خانواده ( پدر ، مادر ، برادر ، خواهر . . . ) بر روى يك پلّه يا يك بالش مىنشست و كودك را روى رانهاى خود مىنشاند بدانگونه كه رو در روى هم قرار مىگرفتند و پاهاى كودك از دو طرف رانهاى آن شخص آويزان مىشد ( يعنى او سوار شتر شده است ) آنگاه پاهاى خود را بالا مىبرد و پايين مىآورد و اداى راه رفتن شتر را درمىآورد و به بچّه حالتى دست مىداد كه به يك شترسوار دست مىدهد . وقتى كه اين حركات را مىكرد اين سروده را با آهنگ ضربى مىخواند :
هلوكّ هلوكّ منگلى /
holukk holukke mangali
/ ( هلوك هلوك منگلى ( ؟ ) .
اشتر ب كلّه ورگلى /
ostor be kalle vargali
/ ( شتر به كلّه برگشت و افتاد ) .
ورتا سراى مادلى /
var ta seraye madali
/ ( به ته سراى محمّد على ) .
مادلى بچّه داره /
madali bacce dare
/ ( محمّد على بچّه دارد ) .
كر مشت پر كچّه داره /
kormoste por kacce dare
/ ( مشت كوچكى پر كچّه دارد ) .
بچّه از آن تكانها و شنيدن اين سرودهء آهنگين شاد مىشد و مىخنديد . چنان كه پيداست از اين سروده معناى درستى دريافت نمىشود .
هامش
( 1 ) . نك : جستار پانزدهم . فصل دو . شماره 23 . ص 589 .