مشهود نگشت و طبعا با سوانح و انقلاباتى كه در مدت 16 قرن يعنى از دوران هخامنشى تا قرن پنجم هجرى كه روزگار شهر تاريخى استخر سپرى ميگردد بر اين شهر وارد آمده است آثار آن بجاى خود نمانده مكرّر زيرورو شده است لكن درعينحال ميتوان پنداشت كه استخر دوران هخامنشى در محلى بيرون از محوّطهأى باشد كه اينك بنام تختطاووس ميخوانند و چون در تواريخ قديم حدود استخر را از جانب شرق و غرب چند فرسنگ ذكر كردهاند بعيد نمينمايد كه ويرانههاى استخر در دوران اسلام تنها شامل قسمتى از مكان اين شهر باستانى بوده باشد و در هر صورت اطلاع درست از وضع آثار مدفون شهر مهم استخر نيازمند كاوشهاى دامنهدار با فرصت و وسايل كافى مىباشد - اين مكان تاريخى در تاريخ 24 شهريورماه 1310 ذيل شماره 18 در فهرست آثار ملى ايران به ثبت تاريخى رسيده است .
مسافت ويرانههاى استخر تا آثار تختجمشيد هفت كيلومتر است و در اين مسافت آثار تاريخى متعددى وجود دارد كه از نظر اهميت بيشتر تختجمشيد و آسان ساختن طرز راهنمائى بآثار تاريخى ديگر بهتر به نظر ميرسد قبلا بشرح تختجمشيد بپردازد .
2 - تختجمشيد
در محلى از دامنهء شرقى كوه رحمت كه تپّهء سنگى از كوهسار به طرف جلگهء مرودشت پيشآمدگى دارد بفرمان داريوش اوّل كرانههاى تپّه را بريده سنگهاى تراش بسيار بزرگى بر آن نهادهاند و بدينوسيله ديوار عظيم سنگى مضرّسى بوجود آوردهاند كه قسمتهائى از آن صخرهء طبيعى و بقيّهء آن از تختهسنگهاى مزبور تشكيل يافته است ( ش - 24 ) صفّهء كه بدينترتيب ايجاد گرديده است بدرازاى شمالى جنوبى قريب 450 متر و پهناى شرقى غربى 300 متر بطور متوسط مىباشد و از جانب مغرب بكوه رحمت پيوسته از سه جانب ديگر به جلگهء پهناور مرودشت مشرف است ( ش - 25 ) بمسافت مختصرى از جوانب شمالى و جنوبى صفّه هم پيشآمدگيهائى