معمارى شده و در وضع خود بيمانند است .
« و نيز در ارسنجان دو مسجد بزرگ بنامهاى « مسجد جامع » و مسجد « بالا » وجود دارد و هردو داراى شبستان بزرگ و نمازگاههاى عالى و زيبا هستند .
« در تپّههاى جنوبشرقى ارسنجان نقشهائى بر سنگ وجود دارد و نيز در تپّههاى شمالشرقى آن آثارى از بناهاى قديمى به چشم مىخورد و نمونههائى از كورههاى ذوب فلزّ و شيشهسازى پيدا شده كه مىرساند اين شهر در روزگار گذشته آبادتر ازين بوده است و شايد آثار باستانى در آنجاها بتوان پيدا كرد » .
مدرسهء قديمى مذكور در سطور فوق كه بشرح سابق الذّكر در كتاب آثار عجم نيز بدان اشاره رفته است بنام مدرسهء سعيدا يا مدرسهء سعيديه خوانده مىشود .
در كتاب آثار عجم اشاره به لوح مزار خيلى بزرگى هم مىكند كه در قبرستان ارسنجان وجود داشته و نام طهماسب بر آن مرقوم رفته بوده است و « ميگويند اين شخص شاهى بوده كه شش ماه در آنجا سلطنت نموده ولى معلوم نشد كه از چه سلسله و در چه زمان بوده است » « 1 » .
شكفت ضحاك
مؤلّف آثار عجم در ضمن معرّفى « آثارى كه در ارسنجان و توابع آن است » چنين مينويسد : « از جمله شكفت ضحّاكست مايل به طرف جنوب قصبه بمسافت دو فرسنگ و نيم ميگويند چون فريدون ضحّاك را دستگير ساخت قبل از آنكه او را در كوه دماوند حبس نمايد چندى هم در اينجا محبوسش داشت و اين شكفت از جاهاى غريب و عجيب است بسيار بزرگ و طولانى و عميق بمحض اينكه داخل آن شوند وحشت عظيمى روى ميدهد كه بسى هولناك است . رو به عقب آن جز با جمعيّت و با چراغان متعدّده نميتوان رفت امّا بعضى كه رفتهأند انتهاى آن را يافتهاند . . . » « 2 »
باتوجّه به موقعيّت محلّ به خوبى ميتوان دريافت كه ناحيهء مزبور اعمّ از شهر
هامش
( 1 ) - كتاب آثار عجم - ص 242
( 2 ) همان كتاب و همان صفحه .