تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
هنگام تدوين مطالب قسمت ضميمهء كتاب تصادفا با آقاى دكتر مصطفى رئيس السادات ( از دبيران وزارت فرهنگ و معاون دفتر فنى ادارهء كل انتشارات و راديو ) كه خود از مردم ارسنجان هستند از سابقهء تاريخى آن محل صحبت شد و ايشان بنابر تقاضاى نگارنده مطالبى در اين‌باره نوشته باختيارم گذاردند كه عينا در اينمورد نقل مينمايد : « ارسنجان - در چهار فرسنگى شرق سعادت‌آباد فارس شهر ارسنجان واقع است . اين شهر در ميان درّه‌اى است و شمال و جنوب آن دو رشته كوه فرعى سركشيده كه از رشته كوههاى زاگرس ريشه گرفته‌اند اين دو كوه از نيمه‌تنه به بالا پوشيده از درختان جنگلى است . در غرب ارسنجان يعنى در راه ميان سعادت‌آباد و ارسنجان جنگل بزرگى است كه از دو طرف كوههاى پوشيده از درخت نيز آن را احاطه كرده است ارسنجان از جنوب‌شرقى به خفرك راه دارد و در اين راه دهكده‌هاى بسيارى هست كه به توابع ارسنجان معروف‌اند اين دهكده‌ها تا دهكده‌هاى معروف به كربال كه از بند امير آب ميگيرند امتداد دارد . « در شمال‌شرقى ارسنجان درّهء بسيار طولانى است كه ميان و كوههاى پيرامون آن پوشيده از درختان جنگلى است و اين جنگل تا حوالى كرمان امتداد دارد . اين درّه بنام « تنگستان » خوانده مىشود . « درختان جنگلى ارسنجان بيشتر پسته و بادام‌كوهى است . پستهء كوهى را به زبان محلّى « بنه » و بادام‌كوهى را « الوك » ميگويند . ارسنجان داراى رشته قناتهائى است كه شهر و زمين‌هاى زير كشت آن را آب ميدهند و همه از شرق ارسنجان سرچشمه ميگيرند . « ارسنجان در حدود ده هزار جمعيّت دارد و تا پيش از تقسيمات جديد جغرافيائى اين شهر مركز حكومت‌نشين وسيعى بوده كه از مرودشت تا ده بيد و از كربال و خرامه و خفرك تا آبادهء طشت در قلمرو آن بشمار ميرفته است . « ارسنجان داراى يك مدرسهء قديمى است كه نماى آن از سنگهاى بزرگ تراش ساخته شده و بمانند سكّوى بسيار زيبائى درميان شهر خودنمائى مىكند و از آثار بسيار ارزندهء زمان صفوى است و از روى سبك خاص و علمى آن روزگار
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 501 | محمد تقى مصطفوى