تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
مرتفع كه موسوم به كوه « اخلع » است و بفاصلهء 14 فرسنگ از سمت شمال به قدر چهل درجه ميل بمشرق كوهى است بسيار مرتفع بسيار بلند كه مسمّى بعلىآباد است و راهى كه از ابرقوه به يزد ميرود از دامنهء آن كوه است و بفاصلهء پانزده فرسنگ به سمت شمال به قدر هشتاد درجه ميل بمشرق كوهى است مرتفع موسوم بكوه « ارنون » است و اصل وسعت شهر ابرقوه بمرتبه‌اى است كه بيست هزار خانوار مىتوانند در آنجا مسكن نمايند و بالفعل چهار هزار خانوار بيش نيستند . الحق حصارش نيك و شهربنديش روى يك‌پارچه سنگ و هيكل برجش همچون افراسياب قلب‌شكن و پيكر حصارش چون اسفنديار روئين‌تن و چند جاى خندقش از سنگ بريده شده است و سمت ميان شمال و مغرب شهر ارگ است و از آبادى شهر جدا و يكطرف شهر واقع شده و طول ارگ مزبور دويست و پنجاه قدم و عرض يكصد و پنجاه قدم است و اصل زمين ارگ بكلّى سنگ و سنگش بسيار صلب و سخت است و حصارش از سنگ و آجر و بر روى سنگ ساخته‌شده و قطر آن حصار چهار زرع و مزغل‌ها به جهت تيراندازى دارد . ليكن جاى توپ ندارد و چهار گوشهء ارگش چهار برج مدوّر است و چنان قلعه‌اى است كه حصار بندش با دريچهء كيوان دم همسرى زدى و پاس دادن حصن حصين‌اش با سپاه انجم لاف بر ابرى نمودى .
فلك كرد در خاكريزش نگاه * ز خورشيد افكند از سر كلاه
و بسيار حيرت و تعجّب حاصل مىشود كه با اين گونه مخارج گزاف و اين قسم استحكام چرا خبط كرده و غلط ساخته‌اند و اصل زمين ارگ مساوى شش ذرع از زمين شهر و صحرا مرتفع است و درون ارگ را به هيچوجه آبى نيست و اهالى آنجا مذكور ساختند كه سابق بر اين چاه آبى داشته است و جميع عمارت و انبار است و كشيك‌خانه‌هاى ارگ بكلّى خراب و منهدم شده است و قليلى هم از حصارش نيز خراب شده است و تمامت كوچه‌هاى شهر و ارگ از سنگ‌هاى بزرگ مفروش است كه سواره بايد بطور احتياط برود و زمين شهر ماسه است و دهات بسيار در حومهء آنجا واقع و بىنهايت منظّم و منسّق است محصولات آنها بعد از وضع ماليات و متوجّهات و كفايت مخارج خودشان هر ساله معادل سى هزار خروار زياده دارند
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 330 | محمد تقى مصطفوى