تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
از تيره‌هاى قشقائى كه از آنجا ميگذرند تاكنون چندبار خواسته‌اند بناى مزبور را باز كنند و خوشبختانه نتوانسته‌اند ، البتّه اين قسمت هم براى رسيدگى و سركشى بوسيلهء اهل فن شايستهء توجّه و تحقيق است . بطوريكه در آغاز شرح آثار سر مشهد اشاره نمود نزديك جادّه‌اى كه از بالا ده به سر مشهد ميرود درميان كوهسار قسمتهائى از بناى سنگى عهد ساسانى مشاهده مىشود و با مختصر بررسى دربارهء آن به خوبى ميتوان پنداشت كه آثار مزبور بقاياى آتشگدهء ديگرى از مهرنرسى باشد .

آتشگدهء فرازمراآور خذايا

همانطور كه در نقل نوشتهء طبرى ملاحظه شد مهرنرسى علاوه بر آتشگدهء مهر نرسيان چهار آتشگدهء ديگر در چهار دهى كه نزديك روستاى آب‌روان‌آباد كرده بود ساخت ، سه عدد از اين چهار آتشگده چار طاقيهاى بالا ده و كازرون و فرّاش‌بند است كه توضيح آنها گذشت آتشگدهء ديگر را مرحوم پروفسّور هرتسفلد ديده طرح و نقشهء آن را همراه با توضيحات لازم در كتاب تاريخ باستانشناسى ايران « 1 » طىّ صفحات 91 تا 93 و تصاوير 12 و 13 ذكر و ارائه نموده است و آقاى گدار كه آن را نديده است از روى نقشه و طرح سابق الذّكر و با استناد باظهارات كدخداى فامور و ساكنين ديگر آنحدود كه گفته‌اند در ناحيهء جره بطور قطع فقط چهار بناى چارطاق وجود دارد چنين اظهارنظر نموده است كه بناى مورد ذكر مرحوم پروفسّور هرتسفلد آتشگده نبوده و كليسائى از عهد ساسانست « 2 » ، آنطوركه در نقشهء بناى مزبور ملاحظه مىشود يك چارطاقى در وسط واقع گرديده و دهليزى چهار جانب آن را احاطه نموده است و هر جانب دهليز هم در وسط يعنى مقابل چهار دهانهء چارطاقى باز و گشاده است و از هيچ طرف مسدود نيست ، مرحوم پروفسّور هرتسفلد محلّ اين بنا را نزديك جره بطور مبهم ذكر مىكند و بدين‌لحاظ به خوبى ميتوان اطمينان
هامش
( 1 )Archaeological History of Iran( 2 ) مجلد اول جلد سوم كتاب آثار ايران چاپ هارلم - 1938 - صفحات 58 و 172