« از لحاظ ادوار پيش از تاريخ چنين نتيجه گرفتيم كه نواحى مورد تحقيق و تجسّس علمى فوق داراى آثار كمى از آن ادوار مىباشد حتّى دشتهاى وسيع علامرودشت ، گلهدار ، خنج ، مكّو از داشتن تپّه محروم است . ما فقط دو تپّه پيدا كرديم يكى بنام تپّهء شاهماخ نزديك دهگدهء جينگو بر سر راه مكّو به خنج و ديگرى تپّهء موسوم به تم گوت يا تل بزرگ نزديك دهگدهء باغان بر سر راه هفتوان به گرميش ، از اين دو تپّه نمونههاى سفالى شبيه به سفالهاى نخستين سبك تل باكون ( نزديك تختجمشيد ) بدست آمد .
« لكن در اين نواحى آثار و تپّههاى متعدّدى از دورهء ساسانى و ابتداى عهد اسلام وجود دارد .
« فقدان آثار ادوار پيش از تاريخ بدونشك ناشى از اينست كه نواحى نامبرده در ادوار مزبور به احتمال قوى چندان مسكون نبوده است . در آنجا چشمهسار و قنات و نهرهاى زيرزمينى و رودخانههاى آب شيرين موجود نيست . . . . . . » .
در اينجا بشرح آثار تاريخى لار و نواحى ديگرى كه در اين قسمت مذكور افتاد پايان مىبخشد و بطوريكه در سطور قبل اشاره شد قسمتهاى ديگرى از چنين آثار واقع در نواحى مختلف مربوط به بنادر خليجفارس را هم ضمن توضيح آثار شهرستان فيروزآباد در فصل آينده ذكر مينمايد .
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: محمد تقى مصطفوى
ص٩٧