در تاريخ وفات او مسوّد اوراق گفته است :
سوگ حسين وفا كرد جهان را غمين * زانكه جهان سخن بود و سخن آفرين
سحر حلال آفرين بود چو در شعر و نثر * نثره و شعرى شدند هر دو زسوكش غمين
گنج فصاحت چو بود شخص وى اندر سخن * زير زمين اى دريغ گنج صفت شد قرين / 170 /
بزم بهشت برين داشت چو اندر نظر * گشت زبزم جهان يكسره عزلت گزين
خامهء برهان نگاشت از پى تاريخ فوت * بزم حسين وفا بزم بهشت برين
و اين چند بيت از غزليّات اوست :
زجاى خير و بجايى مرا خراب انداز * بجا نشين و در آفاق انقلاب انداز
ترا كه خون سياوش بجاست اندر طشت * بشط طشت مرا چون فراسياب انداز
شراب را نبود شورى آنچنان كه لبت * لبى بجام نه و شور در شراب انداز
و در مقطع مىگويد :
وفا جوانى اگر خواهى از پس پيرى * بكوش و خويش بدرگاه بوتراب انداز
و اين رباعى نيز از اوست :
اى آنكه فزون قدر تو از هابيل است * قتل تو بدست بدتر از قابيل است
المنّة للّه كه فدايت گرديد * ابراهيمى كه به ز اسماعيل است
و اين رباعى نيز از اوست :
اى آنكه عرش شيفتهء خاكپاى تست * كرسى كمينه منبر بزم عزاى تست / 171 /
لوحش در او كتيبه نگارش قلم وليك * تا حشر مشق او الف كربلاى تست