المرحوم المبرور ميرزا اسمعيل الشهير به حسين قاقا
مراتب فضيلت اگر چه نداشت ولى در علم طب مداخله مىكرد . در اوايل خوب معالجات مىنمود . مرجع خلق بود در اين باب ، و اكثر امراض را خوب معالجه مىكرد .
ولى در اواخر سن خرافت شيخوخت بهت او را دريافت نموده شبانروزى دو ساعت حالت داشت و باقى در اغماء بود و در علم جفر زياد كار كرده بود . خيلى خود را مشغول مىداشت . بسيار با فقر و مسكنت و ضيق معيشت بود تا وفات يافت .
المرحوم الميرزا حسن الكتولى الاستر آبادى المتخلّص بالسحابى
مدّتهاى مديد به لباس دراويش و قلندران سياحت مىكرد . اكثر بلدان / 166 / ايران را سياحت كرده بود . مطالب بسيار با هر كه مجالست كرده بود حفظ داشت . از اوراد و ادعيه و تجربيّات روزگار مىدانست و در اواخر اين طايفه را ترك كرده بود و اظهار ندامت مىكرد و مشغول به عبادت و طاعت و توبه و انابه بود . طبع نظم داشت ، غزليّات را بد نمىساخت . در وصف ترياك و ترياكيان ابياتى گفته است ، مطلعش اين است :
عالم چرت ار نظر كنى دانى * جلال و مرتبهء چرتيان ترياكى
الى آخره .
بعد از وفات در امام زاده شيخان كتول حسب الوصيّه او را دفن كردند . در تاريخ فوت او مسوّد اوراق چنين گفته بود :
چو روح ميرزا حسن شتافت جانب . . . * زسوك او به چشم من سياه و تيره شد جهان
خجسته نفس كاملى فسرده تن قوى دلى * فضايل و فواضلى درو نهان چو بحر و كان
سپهر مجدو معرفت جهان فضل و مكرمت * يمين او زميمنت يسار بخش اين و آن
چو طبل الرحيل او به بام چرخ كوفتند * سرشكها ز ديدهها روانه شد چو ناودان