بضبط سال سوك او فقيه اين چنين بگو * زهى به ميرزا حسن بهشت جاودان مكان
المرحوم المغفور المبرور الحاج ملّا ابو الحسن الاستر آبادى طاب ثراه
از عبّاد و زهّاد و اوتاد بود . در حظيرهء سلطان حسين واعظ مزبور / 167 / به تعليم اطفال مشغول بود و به جهت معيشت و غيرها به قناعت از امر دنياى دنى مىگذرانيد . در راه و رسم عبادات واجبه و مستحبّات به هيچ وجه فرو گذاشت نداشت . جامع حكايات عرفاء و شعراء و علماء و اخيار و ابرار بود . حفظ غريبى داشت . چند جلد كلام اللّه به خط خود نوشته وقف نموده است . پس از وفات در شرقى بقعهء امامزاده مشهور به چهارشنبهاى مدفون گرديد ، نزديك به خانهء مرحوم مبرور مزبور . در تاريخ وفات او مسوّد اوراق مىگويد :
بو الحسن كز فرط علم و فضل و زهدش آسمان * خواندى او را خود يكى ز اصحاب خاص بو الحسن
قدوة الحاجى كه زمزم زاشك خونين كعبه را * كرده از هجرش عقيقين راست چون كان يمن
بو الحسن را حاش للّه گويم ار باشد قرين * گرچه بعد از قرنها آمد اويس اندر قرن
ارنى اندر طور قربش بر زبان نامد هگرز * پاسخ از حق در مناجات آمدش ليكن نه لن
داعى حق را ز تأثير قضا لبّيك گفت * گرچه بودى با دعا لبّيك حق حقّش مقترن
چون مقيم بزم خاص بو الحسن شد در بهشت * سندس و فردوس او را شد مزار و شد كفن
از پى تاريخ سال سوك او برهان نگاشت * بوالحسن حالى مقيم خاص بزم بو الحسن / 168 /