دولت مركزى ، كه از اين تصميمات آگاهى داشت ، باعزام نيروهاى كمكى از تهران مبادرت كرد ولى ارتش شوروى در شريفآباد قزوين از آنها جلو گرفت و چون اقدامات سياسى دولت به جائى نرسيد نيروهاى مزبور پس از مدتها توقف از آنجا بتهران بازگشت .
استدلال روسها ظاهرا اين بود كه مبادا با ورود اين نيرو ، بين سربازان ايرانى و دموكراتهاى آذربايجان درگيرى پيش آيد و در منطقهايكه آنها بعنوان پشت جبهه در تصرف دارند نابسامانيهائى پيدا شود . ولى تعبير عمومى در آن روز بر اين بود كه روسها مىخواهند فرصتى براى دموكراتها پيش آيد تا آنها بتوانند بهدفهاى خود تحقّق بخشند و از واكنشهاى مسلحانهء دولت مركزى در بهم زدن بساط آنان در امان باشند .
ترديد نيست كه خلع سلاح دستههاى مسلح بدون توسل باسلحه امر مشكلى بود و براى فرقه در راه رسيدن بدان منظور سلاح لازم مىنمود . اينان درصدد برآمدند كه سلاحها را از پاسگاههاى ژاندارمرى بدست آورند و براى آزمايش اين امر ساكنان قريهء « جهييد » را بسركردگى آخوند محلّ بنام ملّا مجيد وادار بحمله به نمين كردند . امّا پاسگاه آنجا ايستادگى كرد و در نتيجه تهيهء سلاحهاى اوليّه از جاى ديگر لازم ديده شد .
مرحلهء ديگر براى تهيهء سلاح دريافت آن از روسها بود . اما خود آندولت در آن ايام گرفتار جنگ با آلمانها بود و هرتفنگ و فشنگى براى سپاهيان روس ارزش زيادى داشت . با اينحال فرماندهان روسى حاضر شدند مقدارى از تفنگهاى « برنو » ايكه در سوم شهريور 1320 با متلاشى شدن ارتش ايران بدست آنها افتاده بود در اختيار فرقه قرار دهند .
در تعداد اين سلاحها اختلاف قول است . يكى از مطلعين ، كه خود آن روز در امر توزيع و پخش آنها دخالت داشته معتقد است كه تعداد آنها معتنابه نبوده و در مجموع از چند هزار قبضه تجاوز نمىكرده است . بيشتر سلاحهائى كه نصيب فرقه گرديد ، بگفتهء او ، آنهائى بود كه پس از تصرف پادگانها بدست آنان افتاد . او مىگويد كه روسها سلاحهائى را كه دادند بوسيلهء كاميونهاى ارتشى خود ، در حالى كه روى آنها علوفه بار شده بود ، به پادگان خويش در اردبيل آوردند و شبانه طبق صورتى به كاميونهاى ايران
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: بابا صفرى
ص٨٥