تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣

اعتذار :

ذكر اين نكته را ، چنان كه در پايان مجلدات پيش نيز گفته‌ايم ، بعنوان پوزش لازم مىدانيم كه : « با آنكه در دستور زبان فارسى ، مثل هرزبان زندهء ديگر ، براى اوّل شخص و دوم شخص مفرد ضماير « من » و « تو » وضع گرديده بااينحال در گفته‌ها و نوشته‌ها معمولا بجاى اوّلى كلماتى مثل اينجانب ، بنده ، فدوى ، ارادتمند و . . . و در عوض دوّمى الفاظى مانند شما ، سركار ، جنابعالى ، حضرتعالى و . . . به كار مىبرند زيرا لفظ « من » مايه‌اى از خودخواهى و نخوت دارد و از ضمير « تو » نيز يك حالت تحقير استنباط مىشود . در اين كتاب ، جائى كه مىبايست ضمير اول شخص مفرد استعمال شود ، بدليل مذكور از به كار بردن لفظ « من » خوددارى گرديده و چون موردى هم براى كلماتى مثل بنده ، اينجانب ، فدوى و نظاير آن نبوده است ناگزير غالبا از ضمير جمع استفاده شده است . اين كار علاوه بر آنكه عذرش نزد عقلا مقبول است پيش خدا نيز مطلوب مىباشد زيرا بدستور اولياى دين او ، هرفرد مسلمان در شبانه‌روز او را ده مرتبه ، در نمازهاى واجب ، با ضمير جمع مورد خطاب قرار مىدهد و به پيشگاه مباركش معروض مىدارد :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ، اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ . . . » .