ملّا باشى ، ملّا يوسف ، جيرال ، كلخوران ، گلمغان ، بابلان ، قطبآباد ، ججين ، نيار قرهلر ، زرهناس ، آقبلاغ ، قولوغا ، سلطانآباد ، گيلانده ، قصابتپه » مىتوانند از آب آن مشروب شوند .
براى بهرهبردارى از آب بالخلو ، در قسمتهائى از مسير آن ، بند يعنى سدهاى كوچك با چوب و تخته و سنگ و شاخهء درخت و غيره مىزنند تا آب آن را بر جويبارهاى فرعى سوار كرده به قراء و مزارع ببرند . تعداد اين بندها گاهى از 20 تجاوز مىكند .
در قسمتهاى علياى مسير براى استفادهء عادلانه از اين نهر اصول صحيح و حساب شدهاى وجود ندارد و چهبسا كه در فصل آبيارى ، ساكنان قراء بالادست بنحو غيرمتعارف از آن بهرهبردارى مىكنند در حالى كه در دهستانهاى پائيندست روستائيان در شدّت كمآبى دست و پا مىزنند . بااينحال بايد گفت كه در قسمتهائى از آن از قديم الايام رسم و رسومى برقرار گرديده است كه بهرحال مورد قبول ساكنان قراء ذينفع مىباشد .
نهر بالخلو چندين بار مسير خود را در داخل شهر تغيير داده و قبل از احداث نارينقلعه در جاى ارك سابق ، بستر اين نهر در مسير خيابان فعلى شيخ صفى و مجاورت محوطهء بقعه بوده و جهانگرد هلندى بنام
« Cornelius de Bruin »
كه در سال 1703 ميلادى اردبيل را ديده نوشته است كه پل هشتچشمهاى بر روى آن قرار دارد « 1 » .
آب نهر بالخلو در زمستان يخ مىبندد . در سالهاى پيش ، كه يخسازهاى برقى و دستگاههاى يخسازى معمول نبود ، كسانى كه شغل آنها يخفروشى بود در زمستان يخهاى روى آب اين نهر را ، كه گاهى بضخامت 40 سانتىمتر مىرسيد ، با تبر به صورت قطعاتى بريده در انبارهاى مخصوصى بنام « بوزخانه » يا يخچال نگهدارى مىكردند و در فصل گرما براى فروش عرضه مىنمودند .
بايد يادآور شد كه با هواى خنك اردبيل نياز كمترى به يخ پيدا مىشود و لذا از يخهاى انبارشده غالبا در بستنىسازى و نظاير آن استفاده مىنمودند . امروزه با پيدا شدن
هامش
( 1 ) - جغرافياى تاريخى گيلان ، مازندران ، آذربايجان ، شوراى مركزى جشنهاى شاهنشاهى ، تأليف ابو القاسم طاهرى 1347 . ص 105 . بنقل از سفرنامهء « كورنليوس دوبروين » ، چاپ لندن . ج / 1 . 1737 ص 169 .