مىخورد كه از كوههاى سبلان و باغرو سرچشمه مىگيرند و پس از طى مقدارى راه ، كه قسمت مهمّ آنها هم در كوهستان است ، از طريق پيوستن با رود « قراسو » به « ارس » و از آنجا بدرياى خزر مىريزند .
نهر بالخلو :
يكى از نهرهاى اينحوزه « بالخلوچاى » است كه نسبت بنهرهاى ديگر بزرگتر و براى كشاورزى مفيدتر مىباشد .
سرچشمهء اين رود با شهر تقريبا 60 كيلومتر فاصله دارد و در دامنهء سبلان واقع است . وجه تسميهء آن به « بالخلو » بسبب وجود ماهى « قزلآلا » در قسمتى از مسير علياى آن مىباشد . در قسمتهاى ديگر نيز ، مخصوصا در مواقعى كه آب زياد است ماهى سفيد رودخانهاى زياد ديده مىشود .
منظور از مسير عليا ، درّهء « آغلاغان » و قسمتهاى بالاتر از آنست كه ماهى قزلآلا به مقدار زيادى در آنجا زندگى مىكند . اهالى محلّ بر اين عقيدهاند كه چون درجهء حرارت آب اين نهر ، بعد از درهء مزبور فرق مىكند از اينرو ماهى مذكور از آن قسمت بپائينتر نمىآيد .
عرض بستر اين نهر در نقاط مختلف فرق دارد و از 30 تا 60 متر متفاوت مىباشد .
محلّ اصلى سرچشمهء آن از مبداء تا درهء آغلاغان ، كه در حدود شش كيلومتر است ، به شكل زايندهرود است و نامگذارى آن درّه به « آغلاغان » هم به همين مناسبت مىباشد زيرا مقدار زيادى چشمه در آن مىجوشد و در عالم تشبيه چنان به نظر مىرسد كه دره در حال گريستن مىباشد . « 1 »
مجموع اين آبها در آن درهء عميق بهم رسيده ، با صداى عظيمى از بين صخرهها به سمت اردبيل جريان مىيابد و از مجاورت قراء « لدى ، گوندوغان ، سرخاب ، مزرعه ، گوگرچين ، گوگمه ، ايرنجى ، بوران ، قرهتپه ، و يرسق » گذشته به « نير » ، در شش فرسخى شهر مىرسد و از آن ببعد با :
1 - نهريكه از طرف گردنهء « صائين » و ارتفاعات « يورتچى » و جوار دهستانهاى
هامش
( 1 ) - در زبان تركى گريستن را « آغلاماق » مىگويند كه صفت مشبّهء آن يعنى آغلاغان معادل گريان فارسى مىباشد .