قريب 65 سال عمر كرد و سرانجام در سال 1317 خورشيدى بجوار رحمت حق شتافت « 1 » .
دبستان تدين :
كيفيت و وسعت مخالفتها هرچه بود معارف جديد پيشرفت مىنمود و روزبروز طرفداران و علاقمندان بيشترى پيدا مىكرد . در آن زمان مكتبخانه بتعداد قابل توجّهى در اردبيل وجود داشت و به ترتيبى كه گفتيم بدون هيچگونه مخالفت و تهديد بتربيت نونهالان مىپرداخت . ولى صاحبان آنها كمكم مجذوب سبك مدارس جديد مىشدند و تمايلى براى تبديل وضع خود بدانها نشان مىدادند امّا از چماق تكفير يا سرنوشتى مثل سرنوشت مرحوم آموزگار و ميرزا ستار مىترسيدند .
دبستان تدين يكى از آنها بود كه بهمّت آقاى مجيد تدين در حدود شصت و پنجسال پيش از تاريخى كه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم به صورت مكتبخانهاى داير گشت ولى بدون توجه بمشكلات بفاصلهء كمى وضع خود را تغيير داده به صورت يكى از مدارس اين شهر درآمد .
آقاى تدين خود از شاگردان مكتب شادروان ميرزا عزيز بود كه ما در چند صفحهء پيش از او نام برديم . پس از فراغت از درس ، با صوابديد استاد ، مكتبخانهاى داير كرد ولى با فكر روشنى كه داشت در اندكزمانى خانهاى در اول كوچهء سنگر ، نزديك حسنآباد اجاره كرده شاگردان را بدانجا برد و در هريك از اطاقهاى آن كلاسى ترتيب داده بسبك جديد آنانرا بر ميز و نيمكت نشانيد . تدريس بموجب برنامه آغاز گشت و ساعات درس و تفريح از هم تفكيك گرديد .
گرچه پىريزى مدرسه با اين شكل در اواخر سال 1338 قمرى صورت گرفت و با كودتاى رضا خان پهلوى مقارنه يافت بااينحال از مخالفتهاى قشرىمذهبان دور نماند .
در آنعهد بهانهء بزرگ مخالفان مدارس جديد دو امر بود كه اينان آنها را با شرح و بسط عنوان مىكردند و سرانجام مخالف با اسلام بودن مدرسه را نتيجه مىگرفتند . يكى تدريس جغرافيا بود كه چون در آن از گردش زمين سخن گفته مىشد از اينرو بر خلاف دين بشمار مىآمد و درس جغرافيا بدينسبب درس ضالّهاى محسوب مىگشت . ديگرى
هامش
( 1 ) - معلم عمامه بسرى كه در عكس صفحه 186 اين كتاب ديده مىشود احتمالا همين آقاى رهبر باشد .