تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
به خود و هم به وطن و هم بما ، ظلم فاحش كرده و ما را به خاك سياه نشانيده‌اند . الآن كشتى وطن عزيز ما در يك گرداب هولناك گرفتار و يك تيره‌ابر و تندبادى او را احاطه كرده ، ناخداى آن كشتى بآواز بلند بشما ابناى وطن و نوباوگان وطن عزيز فرياد مىكند كه نجات اين كشتى ، كه در غرقابهاى مايل بانحطاط ( افتاده ) و بادهاى مخالف از چهار طرف آن را پيچانده بواسطهء علم و نشر معارف بساحل خواهد رسيد . هرگاه در اين بهار زندگى كه عنفوان جوانى است دل صنوبريرا بنور معرفت زنده كرديد برديد و اگر در اين بحر موّاج و باديهء ضلالت در جهالت مانديد بمخاطرات بزرگ دچار خواهيد شد . در تحصيل علم و ادب بكوشيد تا جامهء جهالت نپوشيد . در اين افتتاح مدرسهء معارف اردبيل بآقايان عظام كه شرف حضور دارند تبريك و تهنيت خالصانهء خود را از صميم قلب تقديم مىنمايم كه انشاء اللّه بتوجهات غيبيّه ولى عصر حضرت حجّت عجل اللّه فرجه و از مراحم مبذولهء اعليحضرت اقدس شاهنشاه جمجاه احمد شاه ارواحنا فدا و از ميامن عواطف كاملهء وزرا و وكلاى فخام روزبروز آفتاب علم و تمدن در تمامى ممالك محروسهء ايران طالع تابان و اشعهء قرن قلوب ايرانيان را مشعشع و منوّر گرداند . بمنّه وجوده . » مع الاسف عمر اين مدرسه نيز زياد نشد و مخالفتهاى مرئى و نامرئى ، كه مذهبىهاى قشرى نسبت بدان اعمال مىكردند فعاليت آن را مواجه با مشكلاتى ساخت تا آنجا كه مخالفان با دست‌آويز كردن نظر مرحوم آقا ميرزا على اكبر در مخالفت با « اشكولّا » بر آن هجوم آورده شاگردان را با ضرب‌وشتم راهى خانه‌هاى خود ساختند و معلمان را نيز مورد شكنجه قرار دادند . مرحوم محسنى در صفحهء 143 يادداشتهاى خود در اينباب مىنويسد « در اواخر سال 1328 مدرسه‌اى بنام نشر معارف تأسيس و هيئت معارف نيز تشكيل داده بوديم . در توسعه و پيشرفت معارف و ترقيات محصلين آن مدرسه نهايت جديت داشتيم . در ششماه اولش بناى امتحان گذاشته از تمامى طبقات علما و اعيان و تجّار بامتحان دعوت ، محصلين مدرسه در كمال خوبى از عهدهء امتحان برآمدند . همانطور عكسى از هيأت معارف و شاگردان مدرسه به جهت يادگارى برداشته شد » . امّا اين عكس برگهء جرمى عليه آزاديخواهان اين ولايت گرديد زيرا بطوريكه در صفحهء 321 جلد اول اين كتاب