تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
على اكبر هستم و چون رأى او چنين بود بدينكار مبادرت كردم ولى آقا ميرزا على اكبر موضوع را تكذيب نمود .

دوستى امين العلماء با حضرت اشرف سردار سپه

ما از امين العلماء اطلاعات بيشترى نداريم و بواقع تبعيت او را از مسلك بابيگرى نميدانيم ولى اكثريت و بلكه همهء كسانى كه ما ، در مورد وى از آنان پرس‌وجو كرده‌ايم ، انتساب او را بدان فرقه اتهام واهى دانستند و رويهمرفته قتل آنمرد را دسيسه‌اى قلمداد نمودند . امين ، چنان كه گفتيم در تهران و تبريز با كسان و بزرگانى آشنائى داشت و مورد علاقه و احترام بود ، يكى از دوستان وى حضرت اشرف سردار سپه بود كه مدتها قبل از كودتا با او آشنائى داشت و بعد از نيل بمقام سردار سپهى ايران نيز رابطهء خود را با وى حفظ نمود . در واقعه‌اى كه بعد از حكومت ابهر براى حاج بابا خان رخ داد و در تهران عليه آن مرد دلاور پرونده‌سازى شد امين براى رفع تفاهمات سوء و اصلاح كار حاج بابا خان فعاليتهاى سودمندى نمود و با سردار سپه وزير جنگ نيز ملاقات و گفتگوهائى كرد . او بعد از اين ملاقات نامه‌اى بحاج بابا خان نوشته است كه متن قسمتى از آن بدين شرح است : « شير و خورشيد . ديويزيون قزاق اعليحضرت قوى شوكت اقدس همايون شاهنشاهى . ادارهء قاضى القضاتى . دايره ديويزيون . نمره 115 . تاريخ 16 برج سنبلهء تخاقوىئيل 1300 ضميمه ندارد . فدايت شوم . از اقدامات حضرتعالى كارها بر وفق مرام گرديد . افسوس حضرت اشرف آقاى وزير جنگ سردار سپه دامت شوكته گلهء حضرتعالى باحقر فرمود . آنچه لازمهء عرض بود گرديد . تفصيل زياد است بر تحرير نميآيد . خيلى مايلند با هر درجه ميل داشته باشيد داخل نظام شويد بعد به محل خوبى و لايق شأن حكومت داده شود . برادر ، آن روزها كه در منزل حضرتعالى احقر و حضرت اشرف آقاى وزير جنگ دامت شوكته مدتى مهمان بوديم يقينا فراموش نشده و نخواهد شد . حتما اولياء
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 457 | بابا صفرى