و كسانى مثل امير السلطنه كه به يارى بىآبروئىها و تشبثات در عرصهء مناصب و مشاغل ظهور مينمايند چهبسا كه موجب كنار گذاشته شدن افراد شرافتمند و با فضيلت ميگردند .
حاج بابا خان با سابقهء بدى كه با امير السلطنه داشت از آمدن او نگران گرديد و درصدد برآمد كه از اردبيل بتهران رفته داخل نظام شود . براى اجراى اين منظور تلگرامى بعنوان وزارت جنگ تهيه نمود و در آن آمادگى خود و صد نفر از يارانش را براى خدمت سربازى اعلام كرده درخواست ارسال لباس رسمى نمود . اما حاج بشارت نامى كه رئيس تلگراف و از دستياران امير السلطنه بود او را از اين كار بازداشت و بقول محسنى نايب الصدر و ناظم السادات هم كه براى مخابرهء تلگرام تبريك حضورى بامير السلطنه ، در تلگرافخانه بودند مانع از مخابرهء آن گرديدند و با عنوان كردن عدم پيشرفت وى در نظام ، سازش او را با امير السلطنه توصيه نمودند و سرانجام از او تلگرام ديگرى بعنوان تبريك انتصاب امير السلطنه گرفته مخابره كردند كه يكربع ساعت ديگر جواب آن رسيده بحاج بابا خان ابلاغ شد . امير السلطنه در اين جواب از وى تشكر كرده و با نويدهاى خاص جبران گذشتهها را وعده داده بود . او در تلگراف ديگرى امير موقر را بعنوان نايب الحكومهء اردبيل تعيين نمود .
بصير السلطنه ، كه گفتيم مرد با تجربه و مآلانديشى بود ، چون از انتصاب امير السلطنه آگاه گشت از قلعه بخانهء امير تومان نقل مكان كرد و بتهيهء مقدمات سفر پرداخت . رفتن او بخانهء امير بيشتر به علت اضطراب خاطرى بود كه وى از شاهسونها داشت و خانهء امير امانگاهى از اين حيث براى وى بود . حاج بابا خان از تلگرافخانه يكسر نزد وى رفت و ماجرا را به دو گفت . او از راه خيرخواهى ماندن ويرا در اردبيل صلاح ندانست و با اعلام خطر به دو پيشنهاد كرد كه با وى بتبريز برود و در املاكى كه بصير السلطنه در آنجا دارد باهم زندگى نمايند . حاج بابا خان آن را نپذيرفت و با اطمينان بقدرت و شجاعت خود سخنان مصلحتآميز ديگر دوستان و آزاديخواهان را نيز نديده گرفت و چند روز بعد كه امير السلطنه وارد ميشد باستقبال او رفت و هنگاميكه امير در خانهء ميرزا اسماعيل ارباب فرود آمد حاج بابا خان جلوى پاى او قربانى كرد
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٢٤